فرخى يزدى مىگويد :
ز عريانى ننالد مرد باتقوا كه عريانى .
بود بهتر به شمشيرى كه از خود جوهرى دارد .
بابا طاهر رباعىاى دارد كه اگرچه به منظور ديگرى گفته است ولى مناسب بحث ماست . مىگويد :
دلا راه تو پر خار و خسك بى * گذرگاه تو بر اوج فلك بى
گر از دستت برآيد پوست از تن * برآور تا كه بارت كمترك بى
سعدى نيز داستانى در باب هفتم گلستان آورده است و اگرچه هدف او نيز از آن داستان چيز ديگر است ولى مناسب بحث ماست . مىگويد :
« توانگرزادهاى ديدم بر سر گور پدر نشسته و با درويش بچهاى مناظره درپيوسته كه صندوق تربت ما سنگين است و كتابه رنگين و فرش رخام انداخته و خشت فيروزه در او ساخته ؛ به گور پدرت چه ماند ، خشتى دو فراهم آورده و مشتى دو خاك بر آن پاشيده . درويش پسر اين بشنيد و گفت : تا پدرت زير آن سنگهاى گران بر خود بجنبيده باشد ، پدر من به بهشت رسيده بود . » .
اينها همه تمثيلهايى است براى سبكبارى و سبكبالى كه شرط اساسى تحركها و جنبشها و جهشهاست . جهشها و جنبشها و مبارزات سرسختانه و پيگير به وسيلهء افرادى صورت گرفته كه عملًا پايبنديهاى كمترى داشتهاند يعنى به نوعى « زاهد » بودهاند . گاندى با روش زاهدانهء خويش امپراتورى انگلستان را به زانو در آورد .
يعقوب ليث صفار به قول خودش نان و پياز را رها نكرد كه توانست خليفه را به وحشت اندازد . در عصر ما ، ويت كنگ . مقاومت حيرتانگيز ويت كنگ مديون آن چيزى است كه در اسلام « خفّت مؤونه » خوانده مىشود . يك ويت كنگ قادر است با مشتى برنج روزهاى متوالى در پناهگاهها بسر برد و با حريف نبرد كند .
كدام رهبر مذهبى يا سياسى است كه با نازپروردگى منشأ تحولى در جهان شده است و يا كدام سرسلسله ، قدرت را از خاندانى به خاندانى منتقل كرده است و لذت گرا بوده است ؟