اعتراف به حقوق مردم
احتياجات بشر در آب و نان و جامه و خانه خلاصه نمىشود . يك اسب و يا يك كبوتر را مىتوان با سير نگه داشتن و فراهم كردن وسيلهء آسايش تن راضى نگه داشت ، ولى براى جلب رضايت انسان ، عوامل روانى به همان اندازه مىتواند مؤثر باشد كه عوامل جسمانى .
حكومتها ممكن است از نظر تأمين حوائج مادى مردم يكسان عمل كنند ، در عين حال از نظر جلب و تحصيل رضايت عمومى يكسان نتيجه نگيرند ، بدان جهت كه يكى حوائج روانى اجتماع را برمىآورد و ديگرى برنمى آورد .
يكى از چيزهايى كه رضايت عموم بدان بستگى دارد اين است كه حكومت با چه ديدهاى به تودهء مردم و به خودش نگاه مىكند ؛ با اين چشم كه آنها برده و مملوك و خود مالك و صاحب اختيار است ؟ و يا با اين چشم كه آنها صاحب حقاند و او خود تنها وكيل و امين و نماينده است ؟ در صورت اول هر خدمتى انجام دهد از نوع تيمارى است كه مالك يك حيوان براى حيوان خويش انجام مىدهد ، و در صورت دوم از نوع خدمتى است كه يك امين صالح انجام مىدهد . اعتراف حكومت به حقوق واقعى مردم و احتراز از هر نوع عملى كه مشعر بر نفى حق حاكميت آنها باشد ، از شرايط اوليهء جلب رضا و اطمينان آنان است .