پديد آورد ؛ پيشنهاد كردند كه خودت را از دردسر اين هوچيها راحت كن ، « دهن سگ به لقمه دوخته به » ؛ اينها افراد متنفذى هستند ، بعضى از اينها از شخصيتهاى صدر اولاند ؛ تو فعلًا در مقابل دشمنى مانند معاويه قرار دارى كه ايالتى زرخيز مانند شام را در اختيار دارد ، چه مانعى دارد كه به خاطر « مصلحت » ! فعلًا موضوع مساوات و برابرى را مسكوتٌ عنه بگذارى ؟ .
على عليه السلام جواب داد :
اتَأْمُرونّى انْ اطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ . . . وَاللَّهِ لا اطورُ بِهِ ما سَمَرَ سَميرٌ وَ ما امَّ نَجْمٌ فِى السَّماءِ نَجْماً ، وَ لَوْ كانَ الْمالُ لى لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ انَّمَا الْمالُ مالُ اللَّهِ « 1 » .
شما از من مىخواهيد كه پيروزى را به قيمت تبعيض و ستمگرى به دست آورم ؟ از من مىخواهيد كه عدالت را به پاى سياست و سيادت قربانى كنم ؟
خير ، سوگند به ذات خدا كه تا دنيا دنياست چنين كارى نخواهم كرد و به گرد چنين كارى نخواهم گشت . من و تبعيض ؟ ! من و پايمال كردن عدالت ؟ ! اگر همهء اين اموال عمومى كه در اختيار من است مال شخص خودم و محصول دسترنج خودم بود و مىخواستم ميان مردم تقسيم كنم ، هرگز تبعيض روا نمىداشتم تا چه رسد كه مال مال خداست و من امانتدار خدايم .
اين بود نمونهاى از ارزيابى على عليه السلام در بارهء عدالت ، و اين است ارزش عدالت در نظر على عليه السلام .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 126 .