امور را به دست گرفت . از آن حضرت خواستند كه عطف به ماسبق نكند و كارى به گذشته نداشته باشد ، كوشش خود را محدود كند به حوادثى كه از اين به بعد در زمان خلافت خودش پيش مىآيد ، اما او جواب مىداد كه :
الْحَقُّ الْقَديمُ لا يُبْطِلُهُ شَىْ ءٌ .
حق كهن به هيچ وجه باطل نمىشود .
فرمود به خدا قسم اگر با آن اموال براى خود زن گرفته باشند و يا كنيزكان خريده باشند ، باز هم آن را به بيت المال بر مىگردانم .
فَانَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ اضْيَقُ « 1 » .
همانا در عدالت گنجايش خاصى است ؛ عدالت مىتواند همه را دربرگيرد و در خود جاى دهد ، و آن كس كه بيمار است اندامش آماس كرده در عدالت نمىگنجد ، بايد بداند كه جايگاه ظلم و جور تنگتر است .
يعنى عدالت چيزى است كه مىتوان به آن به عنوان يك مرز ايمان داشت و به حدود آن راضى و قانع بود ، اما اگر اين مرز شكسته و اين ايمان گرفته شود و پاى بشر به آن طرف مرز برسد ديگر حدى براى خود نمىشناسد ؛ به هر حدى كه برسد به مقتضاى طبيعت و شهوت سيرى ناپذير خود تشنهء حد ديگر مىگردد و بيشتر احساس نارضايى مىنمايد .
نتوان تماشاچى صحنههاى بىعدالتى بود
على عليه السلام عدالت را يك تكليف و وظيفهء الهى ، بلكه يك ناموس الهى مىداند ؛ هرگز روا نمىشمارد كه يك مسلمان آگاه به تعليمات اسلامى تماشاچى صحنههاى تبعيض و بىعدالتى باشد .
در خطبهء « شقشقيه » پس از آن كه ماجراهاى غمانگيز سياسى گذشته را شرح
هامش
( 1 ) از خطبهء 15 نهج البلاغه .