از كلمات آن حضرت است :
الهى ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُكَ اهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ « 1 » .
من تو را به خاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نكردهام ؛ من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايستهء پرستش يافتم .
ياد حق
ريشهء همهء آثار معنوى اخلاقى و اجتماعى كه در عبادت است در يك چيز است :
ياد حق و غير او را از ياد بردن . قرآن كريم در يك جا به اثر تربيتى و جنبهء تقويتى روحى عبادت اشاره مىكند و مىگويد : « نماز از كار بد و زشت باز مىدارد » و در جاى ديگر مىگويد : « نماز را براى اينكه به ياد من باشى بپادار » ، اشاره به اينكه انسان كه نماز مىخواند و در ياد خداست همواره در ياد دارد كه ذات دانا و بينايى مراقب اوست ، و فراموش نمىكند كه خودش بنده است .
ذكر خدا و ياد خدا كه هدف عبادت است ، دل را جلا مىدهد و صفا مىبخشد و آن را آمادهء تجليات الهى قرار مىدهد . على دربارهء ياد حق كه روح عبادت است چنين مىفرمايد :
انَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلوبِ ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَتَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدَةِ وَ ما بَرِحَ لِلَّهِ عَزَّتْ الاؤُهُ فِى الْبُرْهَةِ بَعْدَالْبُرْهَةِ وَ فى ازْمانِ الْفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُمْ فى فِكَرِهِمْ وَكَلَّمَهُمْ فى ذاتِ عُقولِهِمْ « 2 » .
خداوند ياد خود را صيقل دلها قرار داده است . دلها بدين وسيله از پس كرى شنوا و از پس نابينايى بينا و از پس سركشى و عناد رام مىگردند . همواره چنين بوده و هست كه خداوند متعال در هر برههاى از زمان و در زمانهايى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 41 ، ب 101 / ص 14 ؛ با اندكى اختلاف .
( 2 ) خطبهء 213 .