تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
و پسر را يكى مىدانستند و يا رسماً اهورامزدا را مجسم مىدانستند و مجسمه‌اش را همه جا نصب مىكردند ، مردمى ساخت كه مجردترين معانى و رقيقترين انديشه‌ها و لطيفترين افكار و عاليترين تصورات را در مغز خود جاى دادند . چطور شد كه يك مرتبه انديشه‌ها عوض شد ، منطقها تغيير كرد ، افكار اوج گرفت ، احساسات رقت يافت و متعالى شد و ارزشها دگرگون گشت ؟ . سبعهء معلّقه و نهج البلاغه دو نسل متوالى هستند . هر دو نسل ، نمونهء فصاحت و بلاغت‌اند اما از نظر محتوا تفاوت از زمين تا آسمان است . در آن يكى هرچه هست وصف اسب است و نيزه و شتر و شبيخون و چشم و ابرو و معاشقه و مدح و هجو افراد ، و در اين يكى عاليترين مفاهيم انسانى . اكنون براى اينكه نوع تلقى نهج البلاغه از عبادت روشن شود ، به ذكر نمونه‌هايى از كلمات على مىپردازيم و سخن خود را با جمله‌اى آغاز مىكنيم كه دربارهء تفاوت تلقيهاى مردم از عبادت گفته شده است .

عبادت آزادگان

انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّارِ ، وَ انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ ، وَ انَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الاْحْرارِ « 1 » . همانا گروهى خداى را به انگيزهء پاداش مىپرستند ، اين عبادت تجارت پيشگان است ؛ و گروهى او را از ترس مىپرستند ، اين عبادت عبادت برده صفتان است ؛ و گروهى او را براى آنكه او را سپاسگزارى كرده باشند مىپرستند ، اين عبادت آزادگان است . لَوْلَمْ يَتَوَعَّدِ اللَّهُ عَلى مَعْصِيَتِهِ لَكانَ يَجِبُ انْ لايُعْصى شُكْراً لِنِعَمِهِ « 2 » . فرضاً خداوند كيفرى براى نافرمانى معين نكرده بود ، سپاسگزارى ايجاب مىكرد كه فرمانش تمرد نشود .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 229 . ( 2 ) نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 282 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 416 | مرتضى مطهرى