كارفرما و مزد به شكلى كه ميان كارگر و كارفرما متداول است مطرح نيست و نمىتواند مطرح باشد . بر حسب اين تلقى ، عبادت نردبان قرب است ، معراج انسان است ، تعالى روان است ، پرواز روح است به سوى كانون نامرئى هستى ، پرورش استعدادهاى روحى و ورزش نيروهاى ملكوتى انسانى است ، پيروزى روح بر بدن است ، عاليترين عكس العمل سپاسگزارانهء انسان است از پديدآورندهء خلقت ، اظهار شيفتگى و عشق انسان است به كامل مطلق و جميل على الاطلاق ، و بالأخره سلوك و سير الى اللَّه است .
بر حسب اين تلقى ، عبادت پيكرى دارد و روحى ، ظاهرى دارد و معنىاى . آنچه به وسيلهء زبان و ساير اعضاى بدن انجام مىشود پيكره و قالب و ظاهر عبادت است ، روح و معنى عبادت چيز ديگر است . روح عبادت وابستگى كامل دارد به مفهومى كه عابد از عبادت دارد و به نوع تلقى او از عبادت و به انگيزهاى كه او را به عبادت برانگيخته است و به بهره و حظى كه از عبادت عملًا مىبرد و اينكه عبادت تا چه اندازه سلوك الى اللَّه و گام برداشتن در بساط قرب باشد .
تلقى نهج البلاغه از عبادت
تلقى نهج البلاغه از عبادت چگونه است ؟ تلقى نهج البلاغه از عبادت تلقى عارفانه است . بلكه سرچشمه و الهام بخش تلقيهاى عارفانه از عبادتها در جهان اسلام ، پس از قرآن مجيد و سنت رسول اكرم كلمات على و عبادتهاى عارفانهء على است .
چنان كه مىدانيم يكى از وجهههاى عالى و دورپرواز ادبيات اسلامى ( چه در عربى و چه در فارسى ) وجههء روابط عابدانه و عاشقانهء انسان است با ذات احديت .
انديشههاى نازك و ظريفى به عنوان خطابه ، دعا ، تمثيل ، كنايه ، به صورت نثر يا نظم در اين زمينه به وجود آمده است كه راستى تحسين آميز و اعجابانگيز است .
با مقايسه با انديشههاى ماقبل اسلام در قلمرو كشورهاى اسلامى مىتوان فهميد كه اسلام چه جهش عظيمى در انديشهها در جهت عمق و وسعت و لطف و رقّت به وجود آورده است . اسلام از مردمى كه بت يا انسان و يا آتش را مىپرستيدند و بر اثر كوتاهى انديشه مجسمههاى ساختهء دست خود را معبود خود قرار مىدادند و يا خداى لايزال را در حد پدر يك انسان تنزل مىدادند و احياناً پدر