است . لهذا درس خواندن ، كار و كسب كردن ، فعاليت اجتماعى كردن اگر للّه و فى اللَّه باشد عبادت است .
در عين حال ، اسلام نيز پارهاى تعليمات دارد كه فقط براى انجام مراسم عبادت وضع شده است از قبيل نماز و روزه ، و اين خود فلسفهاى خاص دارد .
درجات عبادتها
تلقى افراد از عبادت يكسان نيست ، متفاوت است . از نظر برخى افراد عبادت نوعى معامله و معاوضه و مبادلهء كار و مزد است ، كارفروشى و مزدبگيرى است .
همانطور كه يك كارگر ، روزانه نيروى كار خود را براى يك كارفرما مصرف مىكند و مزد مىگيرد ، عابد نيز براى خدا زحمت مىكشد و خم و راست مىشود و طبعاً مزدى طلب مىكند كه البته آن مزد در جهان ديگر به او داده خواهد شد .
و همانطور كه فايدهء كار براى كارگر در مزدى كه از كارفرما مىگيرد خلاصه مىشود و اگر مزدى در كار نباشد نيرويش به هدر رفته است ، فايدهء عبادت عابد نيز از نظر اين گروه همان مزد و اجرى است كه در جهان ديگر به او به صورت يك سلسله كالاهاى مادى پرداخت مىشود .
و اما اينكه هر كارفرما كه مزدى مىدهد به خاطر بهرهاى است كه از كار كارگر مىبرد و كارفرماى ملك وملكوت چه بهرهاى مىتواند از كار بندهء ضعيف ناتوان خود ببرد ، و هم اينكه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گيرد پس چرا اين تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمىشود ، مسألهاى است كه براى اينچنين عابدهايى هرگز مطرح نيست .
از نظر اين گونه افراد تار وپود عبادت همين اعمال بدنى و حركات محسوس ظاهرى است كه به وسيلهء زبان و ساير اعضاى بدن صورت مىگيرد .
اين يك نوع تلقى است از عبادت كه البته عاميانه و جاهلانه است ، و به تعبير بوعلى در نمط نهم اشارات خدانشناسانه است و تنها از مردم عامى و قاصر پذيرفته است .
تلقى ديگر از عبادت تلقى عارفانه است . بر حسب اين تلقى ، مسألهء كارگر و