تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
كه پيامبرى درميان مردم نبوده است ، بندگانى داشته و دارد كه در سرّ ضمير آنها با آنها راز مىگويد و از راه عقلهايشان با آنان تكلم مىكند . در اين كلمات خاصيت عجيب و تأثير شگرف ياد حق در دلها بيان شده است تا جايى كه دل قابل الهامگيرى و مكالمهء با خدا مىگردد .

حالات و مقامات

در همين خطبه حالات و مقامات و كرامتهايى كه براى اهل معنى در پرتو عبادت رخ مىدهد توضيح داده شده است . از آن جمله مىفرمايد : قَدْ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِكَةُ وَ تَنَزَّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكينَهُ وَ فُتِحَتْ لَهُمْ ابْوابُ السَّماءِ وَ اعِدَّتْ لَهُمْ مَقاعِدُ الْكَراماتِ فى مَقامٍ اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فيهِ فَرَضِىَ سَعْيَهُمْ وَ حَمِدَ مَقامَهُمْ يَتَنَسَّمونَ بِدُعائِهِ رَوْحَ التَّجاوُزِ . . . . فرشتگان آنان را در ميان گرفته‌اند ، آرامش بر ايشان فرود آمده است ، درهاى ملكوت بر روى آنان گشوده شده است ، جايگاه الطاف بىپايان الهى برايشان آماده گشته است ، خداوند متعال مقام و درجهء آنان را كه به وسيلهء بندگى به دست آورده‌اند ديده و عملشان را پسنديده و مقامشان را ستوده است . آنگاه كه خداوند را مىخوانند ، بوى مغفرت و گذشت الهى را استشمام و پس رفتن پرده‌هاى تاريك گناه را احساس مىكنند .

شب مردان خدا

از ديدگاه نهج البلاغه دنياى عبادت دنياى ديگرى است . دنياى عبادت آكنده از لذت است ، لذتى كه با لذت دنياى سه بعدى مادى قابل مقايسه نيست . دنياى عبادت پر از جوشش و جنبش و سير و سفر است ، اما سير و سفرى كه « به مصر و عراق و شام » و يا هر شهر ديگر زمينى منتهى نمىشود ؛ به شهرى منتهى مىشود « كو را نام نيست » . دنياى عبادت شب و روز ندارد ، زيرا همه روشنايى است ، تيرگى و اندوه و كدورت ندارد ، يكسره صفا و خلوص است . از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است كسى كه به اين دنيا پاگذارد و نسيم جانبخش اين دنيا او را نوازش
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 418 | مرتضى مطهرى