دهد . آن كس كه به اين دنيا گام نهد ، ديگر اهميت نمىدهد كه در دنياى ماده و جسم بر ديبا سر نهد يا بر خشت :
طوبى لِنَفْسٍ ادَّتْ الى رَبِّها فَرْضَها وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها وَ هَجَرَتْ فِى اللَّيْلِ غُمْضَها حَتّى اذا غَلَبَ الْكَرى عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ ارْضَها وَ تَوَسَّدَتْ كَفَّها فى مَعْشَرٍ اسْهَرَ عُيونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِمْ وَ تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنوبُهُمْ . اوُلئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ، الا انَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحونَ « 1 » .
چه خوشبخت و سعادتمند است آن كه فرايض پروردگار خويش را انجام مىدهد ( اللَّه ، يار و حمد و قل هواللَّه كار اوست ) ، رنجها و ناراحتيها را ( مانند سنگ آسيا دانه را ) در زير پهلوى خود خرد مىكند ، شب هنگام از خواب دورى مىگزيند و شب زنده دارى مىنمايد ، آنگاه كه سپاه خواب حمله مىآورد زمين را فرش و دست خود را بالش قرار مىدهد ، در گروهى است كه نگرانى روز بازگشت خواب از چشمانشان ربوده ، پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالى مىكنند ، لبهاشان به ذكر پروردگارشان آهسته حركت مىكنند ، ابر مظلم گناههايشان بر اثر استغفارهاى مداومشان پس مىرود . آنانند حزب خدا ، همانا آنانند رستگاران !
شب مردان خدا روز جهان افروز است * روشنان را به حقيقت شب ظلمانى نيست
هامش
( 1 ) نامهء 45 .