سخنان نغز آن حضرت كتمان نمىكرده است . چنان كه هنگامى كه على عليه السلام خطبهء معروف « شقشقيه » را انشاء فرمود ، ابن عباس حضور داشت ؛ در اين بين ، مردى از اهل سواد كوفه نامهاى كه مشتمل بر مسائلى بود به دست آن حضرت داد و سخن قطع شد . على عليه السلام پس از قرائت آن نامه ، با آنكه ابن عباس تقاضا كرد سخن را ادامه دهد ادامه نداد . ابن عباس گفت : هرگز در عمر خود از سخنى متأسف نشدم آنچنان كه بر قطع اين سخن متأسف شدم .
ابن عباس در مورد يكى از نامههاى كوتاه على كه به عنوان خودش صادر شده مىگويد : « بعد از سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از هيچ سخنى به اندازهء اين سخن سود نبردم » « 1 » معاوية بن ابى سفيان كه سرسختترين دشمنان وى بود ، به زيبايى و فصاحت خارق العادهء سخن او معترف بود .
محقن بن ابى محقن به على عليه السلام پشت مىكند و به معاويه رو مىآورد و براى اينكه دل معاويه را كه از كينهء على عليه السلام مىجوشد خرسند سازد گفت : از نزد بى زبانترين مردم به نزد تو آمدم .
آنچنان اين چاپلوسى مشمئز كننده بود كه خود معاويه او را ادب كرد . گفت : واى برتو ! على بىزبانترين افراد است ؟ ! قريش پيش از على از فصاحت آگاهى نداشت ، على به قريش درس فصاحت آموخت .
تأثير و نفوذ
آنان كه پاى منبر او مىنشستند ، سخت تحت تأثير قرار مىگرفتند . مواعظ وى دلها را مىلرزانيد و اشكها را جارى مىساخت . هنوز هم كدام دل است كه خطبههاى موعظهاى على عليه السلام را بخواند و يا گوش كند و به لرزه درنيايد . سيد رضى پس از نقل خطبهء معروف « الغراء » « 2 » مىگويد : وقتى كه على عليه السلام اين خطابه را القا كرد بدنها لرزيد ، اشكها جارى شد ، دلها به تپش افتاد ! .
همام بن شريح از ياران وى است . دلى از عشق خدا سرشار و روحى از آتش
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، بخش نامهها ، شمارهء 22 .
( 2 ) خطبهء 82 .