« نهج البلاغه » نهاده است ، و به همين جهت نيز اهميتى به ذكر مآخذ و مدارك نداده است ، فقط در موارد معدودى به تناسب خاصى نام كتابى را مىبرد كه آن خطبه يا نامه در آنجا آمده است .
در يك مجموعهء تاريخى و يا حديثى ، در درجهء اول بايد سند و مدرك مشخص باشد و گرنه اعتبار ندارد ، ولى ارزش يك اثر ادبى در لطف و زيبايى و حلاوت و شيوايى آن است . در عين حال نمىتوان گفت كه سيد رضى از ارزش تاريخى و ساير ارزشهاى اين اثر شريف غافل و تنها متوجه ارزش ادبى آن بوده است .
خوشبختانه در عهدها و عصرهاى متأخرتر افراد ديگرى در پى گردآورى اسناد و مدارك نهج البلاغه برآمدهاند و شايد از همه مشروحتر و جامعتر كتابى است به نام « نهج السعادة فى مستدرك نهج البلاغه » كه در حال حاضر به وسيلهء يكى از فضلاى متتبع و ارزشمند شيعهء عراق به نام محمد باقر محمودى درحال تكوين است . در اين كتاب ذى قيمت مجموعهء سخنان على عليه السلام اعم از خطب ، اوامر ، كتب و رسائل ، وصايا ، ادعيه ، كلمات قصار جمع آورى شده است . اين كتاب شامل نهج البلاغه فعلى و قسمتهاى علاوهاى است كه سيد رضى آنها را انتخاب نكرده و يا در اختيارش نبوده است ، و ظاهراً جز قسمتى از كلمات قصار ، مدارك و مآخذ همه به دست آمده است . تاكنون چهار جلد از اين كتاب چاپ و منتشر شده است .
اين نكته نيز ناگفته نماند كه كار گردآورى مجموعهاى از سخنان على عليه السلام منحصر به سيد رضى نبوده است ، افراد ديگرى نيز كتابهايى با نامهاى مختلف در اين زمينه تأليف كردهاند . معروفترين آنها غرر و درر آمُدى است كه محقق جمال الدين خوانسارى آن را به فارسى شرح كرده است و اخيراً به همت فاضل متتبع عاليقدر آقاى ميرجلال الدين محدث ارموى ، از طرف دانشگاه تهران چاپ شده است . على الجندى رئيس دانشكدهء علوم در دانشگاه قاهره در مقدمهاى كه بركتاب على بن ابيطالب ، شعره و حكمه نوشته است ، چند كتاب و نسخه از اين مجموعهها نام مىبرد كه برخى از آنها به صورت خطى مانده است و هنوز چاپ نشده است ، از اين قرار :
1 . دستور معالم الحكم ، از قضاعى صاحب الخطط . .
2 . نثر اللئالى . اين كتاب به وسيلهء يك مستشرق روسى در يك جلد ضخيم ترجمه و منتشر شده است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٧