« آنچه مردم از خطابههاى على در مقامات مختلف حفظ كردهاند « 1 » بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندى مىشود . على عليه السلام آن خطابهها را بالبديهه و بدون يادداشت و پيشنويس انشاء مىكرد ، و مردم ، هم الفاظ آن را مىگرفتند و هم عملًا از آن بهرهمند مىشدند . » .
گواهى دانشمند خبير و متتبعى مانند مسعودى مىرساند كه خطابههاى على چقدر فراوان بوده است . در نهج البلاغه تنها 239 قسمت به نام خطبه نقل شده است ، در صورتى كه مسعودى چهارصد و هشتاد و اندى آمار مىدهد و بعلاوه اهتمام و شيفتگى طبقات مختلف را بر حفظ و ضبط سخنان مولى مىرساند .
سيد رضى و نهج البلاغه
سيد رضى شخصاً شيفتهء سخنان على عليه السلام بوده است . او مردى اديب و شاعر و سخن شناس بود . ثعالبى كه معاصر وى بوده دربارهاش گفته است :
« او امروز شگفتترين مردم عصر و شريفترين سادات عراق است و گذشته از اصالت نسب و حسب ، به ادب روشن و فضل كامل آراسته شده است . . . او از همهء شعراى آل ابيطالب برتر است بااينكه آل ابيطالب شاعر برجسته فراوان دارند . اگر بگويم در همهء قريش شاعرى به اين پايه نرسيده است ، دور از صواب نگفتهام . » « 2 »
سيد رضى به خاطر همين شيفتگى كه به ادب عموماً و به كلمات على عليه السلام خصوصاً داشته است ، بيشتر از زاويهء فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولى مىنگريسته است ، و به همين جهت در انتخاب آنها اين خصوصيت را در نظر گرفته است ؛ يعنى آن قسمتها بيشتر نظرش را جلب مىكرده است كه از جنبهء بلاغت برجستگى خاص داشته است ، و از اين رو نام مجموعهء منتخب خويش را
هامش
( 1 ) براى من معلوم نيست كه مقصود مسعودى اين است كه درمتن كتب حفظ شده است و يا مقصود اين است كه مردم از بر كردهاند و يا هر دو قصد شده است .
( 2 ) مقدمهء عبده بر شرح نهج البلاغه ، ص 9 .