در قرآن كريم رابطهء ميان زوجين را با كلمهء « مودّت » و « رحمت » تعبير مىكند « 1 » و اين نكته بسيار عالى است ، اشاره به جنبهء انسانى و فوق حيوانى زندگى زناشويى است . اشاره به اين است كه عامل شهوت تنها رابط طبيعى زندگى زناشويى نيست ؛ رابط اصلى ، صفا و صميميت و اتحاد دو روح است و به عبارت ديگر آنچه زوجين را به يكديگر پيوند يگانگى مىدهد مهر و مودّت و صفا و صميميت است نه شهوت كه در حيوانات هم هست .
مولوى با بيان لطيف خويش ، ميان شهوت و مودّت تفكيك مىكند ؛ آن را حيوانى و اين را انسانى مىخواند . مىگويد :
خشم و شهوت وصف حيوانى بود * مهر و رقّت وصف انسانى بود
اينچنين خاصيتى در آدمى است * مهر ، حيوان را كم است ، آن از كمى است
فيلسوفان مادى نيز نتوانستهاند اين حالت معنوى را - كه از جهاتى جنبهء غيرمادى دارد و با مادى بودن انسان و ما فوق انسان سازگار نيست - در بشر انكار كنند .
برتراند راسل در كتاب زناشويى و اخلاق مىگويد :
« كارى كه منظور از آن فقط درآمد باشد نتايج مفيدى به بار نخواهد آورد .
براى چنين نتيجهاى بايد كارى پيشه كرد كه در آن ايمان به يك فرد ، به يك مرام يا يك غايت نهفته باشد . عشق نيز اگر منظور از آن وصال محبوب باشد كمالى در شخصيت ما به وجود نخواهد آورد و كاملًا شبيه كارى است كه براى پول انجام مىدهيم . براى وصول به اين كمال بايد وجود محبوب را چون وجود خود بدانيم و احساسات و نيّات او را از آنِ خود بشماريم . » .
نكتهء ديگرى كه بايد تذكر داده شود و مورد توجه قرار گيرد اين است كه گفتيم
هامش
( 1 )« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً »روم / 21 .