حتى عشقهاى شهوانى ممكن است سودمند واقع گردد ، و آن هنگامى است كه با تقوا و عفاف توأم گردد . يعنى در زمينهء فراق و دست نارسى از يك طرف و پاكى و عفاف از طرف ديگر ، سوز و گدازها و فشار و سختىهايى كه بر روح وارد مىشود آثار نيك و سودمندى به بار مىآورد . عرفا در همين زمينه است كه مىگويند عشق مجازى تبديل به عشق حقيقى يعنى عشق به ذات احديت مىگردد و در همين زمينه است كه روايت مىكنند :
مَنْ عَشِقَ وَ كَتَمَ وَ عَفَّ وَ ماتَ ماتَ شَهيداً . .
آن كه عاشق گردد و كتمان كند و عفاف بورزد و در همان حال بميرد ، شهيد مرده است .
اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه اين نوع عشق با همهء فوايدى كه در شرايط خاص احياناً به وجود مىآورد ، قابل توصيه نيست ؛ واديى است بس خطرناك . از اين نظر مانند مصيبت است كه اگر بر كسى وارد شود و او با نيروى صبر و رضا با آن مقابله كند ، مكمّل و پاك كنندهء نفس است ، خام را پخته و مكدّر را مصفّا مىنمايد ، اما مصيبت قابل توصيه نيست . كسى نمىتواند به خاطر استفاده از اين عامل تربيتى ، مصيبت براى خود خلق كند و يا براى ديگرى به اين بهانه مصيبت ايجاد نمايد .
راسل در اينجا نيز سخنى باارزش دارد ، مىگويد :
« رنج براى اشخاص واجد انرژى چون وزنهء گرانبهايى است . كسى كه خود را كاملًا سعادتمند مىبيند جهدى براى سعادت بيشتر نمىكند . اما گمان نمىكنم اين امر بتواند بهانهاى باشد كه ديگران را رنج بدهيم تا به راه مفيدى قدم نهند ، زيرا غالباً نتيجهء معكوس بخشد و انسان را در هم مىشكند . در اين مورد بهتر است خود را تسليم تصادفات كنيم كه در سر راه ما پيش مىآيد . » « 1 »
هامش
( 1 ) زناشويى و اخلاق ، ص 134 .