تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

حصارشكنى

عشق و محبت قطع نظر از اينكه از چه نوعى باشد ( حيوانى جنسى باشد يا حيوانى نسلى و يا انسانى ) و قطع نظر از اينكه محبوب داراى چه صفات و مزايايى باشد ( دلير و دلاور باشد ، هنرمند باشد يا عالم و يا داراى اخلاق و آداب و صفات مخصوص باشد ) انسان را از خودى و خودپرستى بيرون مىبرد . خودپرستى محدوديت و حصار است . عشق به غير مطلقاً ، اين حصار را مىشكند . تا انسان از خود بيرون نرفته است ضعيف است و ترسو و بخيل و حسود و بدخواه و كم صبر و خودپسند و متكبر ، روحش برق و لمعان ندارد ، نشاط و هيجان ندارد ، هميشه سرد است و خاموش ؛ اما همين كه از « خود » پا بيرون نهاد و حصار خودى را شكست اين خصايل و صفات زشت نيز نابود مىگردد .
هر كه را جامه ز عشقى چاك شد * او ز حرص و عيب كلى پاك شد
خودپرستى به مفهومى كه بايد از بين برود يك امر وجودى نيست ، يعنى نه اين است كه انسان بايد علاقهء وجودى نسبت به خود را از بين ببرد تا از خودپرستى برهد . معنى ندارد كه آدمى بكوشد تا خود را دوست نداشته باشد . علاقه به خود كه از آن به « حبّ ذات » تعبير مىشود به غلط در انسان گذاشته نشده است تا لازم گردد از ميان برداشته شود . اصلاح و تكميل انسان بدين نيست كه فرض شود يك سلسله
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248 | مرتضى مطهرى