تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
توجه به سوابقى كه عرض كردم . كودكى كه سرنوشت ، او را يتيم قرار داد در وقتى كه در رحم مادر بود ، و لطيم قرار داد در سن پنج سالگى ، دوران شيرخوارگىاش در باديه گذشته است و در مكه سرزمين امّيّت و بىسوادى بزرگ شده و زير دست هيچ معلم و مربىاى كار نكرده است ، مسافرتهايش محدود بوده به دو سفر كوچك ، آن هم سفر بازرگانى به خارج جزيرة العرب ، و با هيچ فيلسوفى ، حكيمى ، دانشمندى برخورد نداشته است ، معذلك قرآن به زبان او جارى مىشود و بر قلب مقدس او نازل مىگردد ، و بعد هم سخنانى خود او مىگويد ، و اين سخنان آنچنان حكيمانه است كه با سخنان تمام حكماى عالم نه تنها برابرى مىكند بلكه بر آنها برترى دارد . حالا اينكه ما مسلمانها اينقدرها عرضهء اين كارها را نداريم كه سخنان او را جمع كنيم و درست پخش و تشريح نماييم ، مسألهء ديگرى است . كلمات پيغمبر را در جاهاى مختلف نقل كرده‌اند . من مخصوصاً از قديمترين منابع ، قسمتى را نقل مىكنم . از قديمترين منابعى كه در دست است يا لااقل من در دست داشته‌ام كتاب البيان و التبيين جاحظ است . جاحظ در نيمهء دوم قرن سوم مىزيسته است ، يعنى اين سخنان تقريباً در نيمهء اول قرن سوم نوشته شده است . اين كتاب حتى از نظر فرنگيها و مستشرقين جزء كتابهاى بسيار معتبر است . اينها سخنانى نيست كه بگوييد بعدها نقل كرده‌اند ؛ نه ، در قرن سوم به صورت يك كتاب درآمده است كه البته قبل از قرن سوم هم بوده است چون جاحظ اينها را با سند نقل مىكند . مثلًا شما ببينيد در زمينهء مسؤوليتهاى اجتماعى ، اين شخصيت بزرگ چگونه سخن مىگويد ؛ مىفرمايد : مردمى سوار كشتى شدند و دريايى پهناور را طى مىكردند . يك نفر را ديدند كه دارد جاى خودش را نَقْر مىكند يعنى سوراخ مىكند . يك نفر از اينها نرفت دست او را بگيرد . چون دستش را نگرفتند ، آب وارد كشتى شد و همهء آنها غرق شدند ، و اينچنين است فساد . توضيح اينكه : يك نفر در جامعه مشغول فساد مىشود ، مرتكب منكَرات مىشود . يكى نگاه مىكند مىگويد به من چه ، ديگرى مىگويد من و او را كه در يك قبر دفن نمىكنند . فكر نمىكند كه مَثَل جامعه ، مَثَل كشتى است . اگر در يك كشتى آب وارد بشود ، ولو از جايگاه يك فرد وارد بشود ، تنها آن فرد را غرق نمىكند بلكه همهء مسافرين را يك جا غرق مىكند .