آيا دربارهء مساوات افراد بنى آدم ، سخنى از اين بالاتر مىتوان گفت : « النّاسُ سَواءٌ كَاسْنانِ الْمُشْطِ » « 1 » . ( حال من نمىدانم شانهاى را هم درآورد يا نه ) . شانه را نگاه كنيد ، دندانههاى آن را ببينيد . ببينيد آيا يكى از دندانههاى آن از دندانهء ديگر بلندتر هست ؟ نه . انسانها مانند دندانههاى شانه برابر يكديگرند . ببينيد در آن محيط و در آن زمان ، انسانى اينچنين دربارهء مساوات انسانها سخن مىگويد كه بعد از هزار و چهارصد سال هنوز كسى به اين خوبى سخن نگفته است ! .
در حجّة الوداع فرياد مىزند :
« ايُّهَاالنّاسُ ! انَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ وَ انَّ اباكُمْ واحِدٌ ، كُلُّكُمْ لِادَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرابٍ ، لافَضْلَ لِعَرَبِىٍّ عَلى عَجَمِىٍّ الّا بِالتَّقْوى . » « 2 » .
ايّهاالناس ! پروردگار همهء مردم يكى است ، پدر همهء مردم يكى است ، همهتان فرزند آدم هستيد ، آدم هم از خاك آفريده شده است . جايى باقى نمىماند كه كسى به نژاد خودش ، به نسب خودش ، به قوميت خودش و به اينجور حرفها افتخار كند . همه از خاك هستيم ، خاك كه افتخار ندارد . پس افتخار به فضيلتهاى روحى و معنوى است ، به تقواست . ملاك فضيلت فقط تقواست و غير از اين چيز ديگرى نيست .
اين حديث را كه از رسول اكرم است ، از كافى نقل مىكنم :
ثَلاثٌ لايُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ : اخْلاصُ الْعَمَلِ لِلّهِ وَ النَّصيحَةُ لِائِمَّةِ الْمُسْلِمينَ وَ اللُّزومُ لِجَماعَتِهِمْ « 3 » .
سه چيز است كه هرگز دل مؤمن نسبت به آنها جز اخلاص ، چيز ديگرى نمىورزد ( يعنى در آن سه چيز محال است خيانت كند ) : يكى اخلاص عمل براى خدا . ( يك مؤمن در عملش ريا نمىورزد . ) ديگر ، خيرخواهى براى پيشوايان واقعى مسلمين ( يعنى خيرخواهى در جهت خير مسلمين ، ارشاد و هدايت پيشوايان در جهت خير مسلمين ) . سوم مسألهء وحدت و
هامش
( 1 ) تحف العقول ، ص 368 ، از امام صادق عليه السلام .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 / ص 110 با كمى اختلاف .
( 3 ) اصول كافى ، ج 1 / ص 403 .