تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
نيست . اما گاه خواب در نهايت روشنى است ، هيچ ابهام و تاريكى و به اصطلاح آشفتگى ندارد ، و بعد هم تعبيرش در نهايت وضوح و روشنايى است . از سوابق ديگر قبل از رسالت رسول اكرم يعنى در فاصلهء ولادت تا بعثت ، اين است كه - عرض كرديم - تا سن بيست و پنج سالگى دوبار به خارج عربستان مسافرت كرد . پيغمبر فقير بود ، از خودش نداشت يعنى به اصطلاح يك سرمايه‌دار نبود . هم يتيم بود ، هم فقير و هم تنها . يتيم بود ، خوب معلوم است ، بلكه به قول نصاب لطيم هم بود يعنى پدر و مادر هر دو از سرش رفته بودند . فقير بود ، براى اينكه يك شخص سرمايه دارى نبود ، خودش شخصاً كار مىكرد و زندگى مىنمود . و تنها بود . وقتى انسان روحى پيدا مىكند و به مرحله‌اى از فكر و افق فكرى و احساسات روحى و معنويات مىرسد كه خواه ناخواه ديگر با مردم زمانش تجانس ندارد ، تنها مىماند . تنهايى روحى از تنهايى جسمى صد درجه بدتر است . اگرچه اين مثال خيلى رسا نيست ، ولى مطلب را روشن مىكند : شما يك عالم بسيار عالم و بسيار با ايمانى را در ميان مردمى جاهل و بىايمان قرار بدهيد . ولو آن افراد پدر و مادر و برادران و اقوام نزديكش باشند ، او تنهاست ؛ يعنى پيوند جسمانى نمىتواند او را با اينها پيوند بدهد . او از نظر روحى در يك افق زندگى مىكند و اينها در افق ديگرى . گفت : « چندان كه نادان را از دانا وحشت است ، دانا را صد چندان از نادان نفرت است » . پيغمبر اكرم در ميان قوم خودش تنها بود ، همفكر نداشت . بعد از سى سالگى در حالى كه خودش با خديجه زندگى و عائله تشكيل داده است ، كودكى را در دو سالگى از پدرش مىگيرد و به خانهء خودش مىآورد . كودك ، على بن ابيطالب است . تا وقتى كه به رسالت مبعوث مىشود و تنهايىاش با مصاحبت وحى الهى تقريباً از بين مىرود ( يعنى تا حدود دوازده سالگىِ اين كودك ) مصاحب و همراهش فقط اين كودك است ؛ يعنى در ميان همهء مردم مكه كسى كه لياقت همفكرى و همروحى و هم افقى او را داشته باشد ، غير از اين كودك نيست . خود على عليه السلام نقل مىكند كه من بچه بودم ، پيغمبر وقتى به صحرا مىرفت مرا روى دوش خود سوار مىكرد و مىبرد . در بيست و پنج سالگى ، معناً خديجه از او خواستگارى مىكند . البته مرد بايد خواستگارى كند ولى اين زن شيفتهء خلق و خوى و معنويت و زيبايى و همه چيز حضرت رسول است ؛ خودش افرادى را تحريك مىكند كه اين جوان را وادار كنيد