مىدهيم ، مثل اينكه برخى مىگويند اسلام با دو چيز پيش رفت : با مال خديجه و شمشير على ، يعنى با زر و زور . اگر دينى با زر و زور پيش برود ، آن چه دينى مىتواند باشد ؟ ! آيا قرآن در يك جا دارد كه دين اسلام با زر و زور پيش رفت ؟ آيا على عليه السلام يك جا گفت كه دين اسلام با زر و زور پيش رفت ؟ شك ندارد كه مال خديجه به درد مسلمين خورد اما آيا مال خديجه صرف دعوت اسلام شد ، يعنى خديجه پول زيادى داشت ، پول خديجه را به كسى دادند و گفتند بيا مسلمان شو ؟
آيا يك جا انسان در تاريخ چنين چيزى پيدا مىكند ؟ يا نه ، در شرايطى كه مسلمين و پيغمبر اكرم در نهايتْ درجهء سختى و تحت فشار بودند جناب خديجه مال و ثروت خودش را در اختيار پيغمبر گذاشت ولى نه براى اينكه پيغمبر - العياذباللَّه - به كسى رشوه بدهد ، و تاريخ نيز هيچ گاه چنين چيزى نشان نمىدهد . اين مال آنقدر هم زياد نبوده و اصلًا در آن زمان ، ثروت نمىتوانسته اينقدر زياد باشد . ثروت خديجه كه زياد بود ، نسبت به ثروتى كه در آن روز در آن مناطق بود زياد بود نه در حد ثروتِ مثلًا يكى از ميلياردرهاى تهران كه بگوييم او مثل يكى از سرمايه دارهاى تهران بود . مكه شهر كوچكى بود . البته يك عده تاجر و بازرگان داشت ، سرمايهدار هم داشت ولى سرمايه دارهاى مكه مثل سرمايه دارهاى نيشابور مثلًا بودند نه مثل سرمايه دارهاى تهران يا اصفهان يا مشهد و از اين قبيل . پس اگر مال خديجه نبود شايد فقر و تنگدستى مسلمين را از پا درمىآورد . مال خديجه خدمت كرد اما نه خدمت رشوه دادن كه كسى را با پول مسلمان كرده باشد ، بلكه خدمت به اين معنى كه مسلمانان گرسنه را نجات داد و مسلمانان با پول خديجه توانستند سدّ رمقى كنند .
شمشير على بدون شك به اسلام خدمت كرد و اگر شمشير على نبود سرنوشت اسلام سرنوشت ديگرى بود اما نه اينكه شمشير على رفت بالاى سر كسى ايستاد و گفت : يا بايد مسلمان بشوى يا گردنت را مىزنم ، بلكه در شرايطى كه شمشير دشمن آمده بود ريشهء اسلام را كند ، على بود كه در مقابل دشمن ايستاد . كافى است ما « بدر » يا « احد » و يا « خندق » را در نظر بگيريم كه شمشير على در همين موارد به كار رفته است . در « خندق » مسلمين توسط كفار قريش و قبايل همدست آنها احاطه مىشوند ، ده هزار نفر مسلح مدينه را احاطه مىكنند ، مسلمين در شرايط بسيار سخت اجتماعى و اقتصادى قرار مىگيرند و به حسب ظاهر ديگر راه اميدى براى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٨١