تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
مطلب ديگرى كه براى توجيه تكامل ذكر مىكنند مسألهء ضرورت بازگشت به تعادل است كه روى اين مطلب بسيار تكيه مىكنند . در كتاب زمينه جامعه‌شناسى مىگويد : « همهء سازمانهاى اجتماعى كم و بيش در يكديگر اثر مىگذارند و از اين رو نوعى هماهنگى ميان آنها برقرار مىشود . اما از آنجا كه شؤون اجتماعى در عين بستگى به يكديگر مقتضياتى خاص دارند ، سير همهء شؤون اجتماعى عينا با يك شيوه نيست بلكه برخى از سازمانها در سير خود از سازمانهاى ديگر پيش يا پس مىافتد . بستگى متقابل شؤون اجتماعى به يكديگر و تشخيص چگونگى آنها و كشف علت پيش و پس افتادن آنها ، كار اصلى جامعه‌شناسى است . » [ بيان مطلب اينكه ] جامعه از سازمانهاى مختلف تشكيل مىشود كه اين سازمانها بايد با يكديگر هماهنگى داشته باشند . تا تعادل وجود دارد تضاد وجود ندارد و جامعه حالت ايستايى دارد . بنا بر مقتضياتى در يك سازمان از سازمانهاى اجتماعى تغييرى - چه به صورت پيش افتادگى و چه به صورت پس افتادگى - پيدا مىشود . وقتى اين تغيير پيدا شد تعادل جامعه بهم مىخورد و چون سازمانهاى جامعه با يكديگر پيوستگى دارند ، به حكم اصل تأثير متقابل ، اين تغيير در ساير ارگانهاى جامعه اثر مىگذارد ( درست مثل بدن انسان كه اگر در يك عضو اختلال رخ بدهد بر ساير اعضا اثر مىگذارد ، و اين اثر « يك دستگاه بودن » است ) و وقتى تعادل برهم خورد جامعه كوشش مىكند براى بازگشت به تعادل . اين حرف درستى است و حاكى از وجود يك روح و يك نيروى برقرار كنندهء
هامش
نيست كه همهء حيوانها به مرحلهء انسانيت مىرسند ، مثلًا اين زنبورها روزى انسان مىشوند ؛ نه ، اينجور نيست . ثانياً اينكه انسان در اثر تكامل به مرحله خاص رسيده است ، جواب كافى نيست ، بايد ديد اين مرحلهء خاص چه خصوصيات و ويژگيهايى دارد كه اين خصوصيات در حيوان نيست . ما مىگوييم به انسان در اين مرحله چيزى داده شده است به نام « فطرت » و همين فطرت راز اصلى تكامل اوست . پس صرف اينكه هستى ذاتا پوياست ، كارى از پيش نمىبرد . ديگر اينكه « هستى پوياست » غلط است و خلاف واقع است . « طبيعت پويا و در حركت است » حرف درستى است ولى اين ، بحث در يك نوع حركت بالخصوص است و هر حركتى با پويا بودن طبيعت قابل توجيه نيست . مثلًا اگر سؤال شود چرا زيد از قم به تهران رفت ؟ نمىشود در جواب گفت : هستى پوياست ، بلكه اين حركت را بايد با علت خاص خودش توجيه كرد .