تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦

مسألهء فطرت

اينجا خوب است به مسألهء فطرت هم اشاره‌اى بشود چون اين مسأله از حياتىترين مسائل معارف ماست و خيلى ضرورت دارد كه حل شود ولى متأسفانه در كتابهاى ما ، اعم از تفسير و حديث و شرح حديث و فلسفه ، بحثهاى مستوفايى راجع به فطرت نشده است . ممكن است فطرت را معنى كنند به امر سرشتى . ولى اين تعبير ، نارساست . امر فطرى ، سرشتى هست ولى هر سرشتىاى فطرى نيست . امر سرشتى در مقابل امر اكتسابى براى خود فرد است . يك وقت انسان يك حالتى را اكتساب كرده و يك وقت نه ، اين حالت در سرشت اوست ، موروثى است . ولى امور سرشتى دو گونه ممكن است باشد ؛ يكى سرشتيهايى كه سابقهء اكتسابى دارد ؛ در ابتدا اكتسابى بوده ، بعد سرشتى شده است . مسألهء تبديل شدن امر اكتسابى به امر وراثتى ، در نسلهاى خيلى متعدد است . اين مسأله البته در زيست‌شناسى مطرح است و در اينكه كليت ندارد شكى نيست . داروين و ديگران مىگفتند امر اكتسابى تبديل به امر وراثتى مىشود ، ولى ديگران اين حرف را رد كردند ، و حال ما در مقام اين بحث نيستيم ، اجمالا در بعضى موارد شايد درست باشد كه امر سرشتى سابقهء اكتسابى داشته باشد و بعد تبديل به امر سرشتى بشود ، مثلًا فلان حيوان كه اكنون وضع خاصى دارد ( گردن دراز زرافه و پردهء ميان انگشتان مرغابى ) در اثر اين است كه در نسلهاى قبل عملى انجام مىدادند كه سبب به وجود آمدن اين وضع شد و بعداً مانند يك خصوصيت ذاتى به نسلهاى بعد منتقل گشت . البته اين در مورد تغييرات بدنى است ، دربارهء صفات اخلاقى و رفتارها نيز همين حرف كم و بيش صادق است . ما فطرت را به « امر سرشتى » نمىتوانيم معنى كنيم ، چون اين حرف را مىتوانند ( لااقل به صورت فرضيه ) بگويند كه اين امورى كه اكنون به صورت امر سرشتى درآمده است ، در نسلهاى قبل چنين نبوده و يك امر اكتسابى بوده است . فطرت از مادهء فطر است و در آن معناى « ابتدا » خوابيده است . گويا « فطرت » هم از تعبيرات خاص قرآن است و شايد عين اين اشتقاق ( صيغه ) قبلا نبوده است . ابن عباس مىگويد من معناى فطرت را نمىدانستم تا اينكه دو عرب كه سر چاهى با هم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 786 | مرتضى مطهرى