تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
طبيعى برود ؛ و ايشان در نهايت امر همهء اراده‌ها را به علم منتهى مىكنند . اين يك بحثى بوده كه مثل خيلى كارهاى ديگرشان يك فكرى برايشان برق زده و بعد همان را دنبال مىكنند بدون اينكه دنبال حرفهاى ديگران در اين زمينه بروند و ببينند ديگران در اين مورد چه گفته‌اند . حتى در امورى كه به كارها و حرفهاى ديگران مربوط مىشود [ نيز دنبال سخن آنها نمىروند ] . حتى يك بار به خود ايشان هم گفتم اين حرفى كه شما در اينجا مىگوييد با حرفى كه قدما در باب فرق حكمت عملى و حكمت نظرى گفته‌اند يا حرفى كه آنها تصريح مىكنند و مىگويند حسن و قبح اعتبارى است [ موافق است ] . قدماى ما وقتى با متكلمين طرف مىشوند ، براى برهان يك نوع مبادى ذكر مىكنند ، و وقتى براى خطابه و جدل مبادى ذكر مىكنند از حسن و قبح‌ها نام مىبرند و تصريح مىكنند كه از حسن و قبح در مبادى برهان نمىشود استفاده كرد ، و حسن و قبح را جزء مشهورات مىشمارند و به « قبح ذبح الحيوانات عند اهل الهند » مثال مىزنند . اگر انسان در سراسر فلسفه بگردد به يك مسأله نظرى برخورد نمىكند كه براى اثبات آن به حسن و قبح استناد شده باشد ، به خلاف متكلمين كه براى همهء حرفهايشان به حسن و قبح تمسك مىكنند ، مثلًا مىگويند قاعدهء لطف حسن است و فلان چيز بر خداوند قبيح است ، اين واجب است بر او و امثال اينها . فلاسفه اصلا اينها را امور اعتبارى مىدانند و در مسائل نظرى استدلال به وسيلهء آنها را جايز نمىدانند و اين نشان مىدهد كه آنها هم مثل آقاى طباطبائى كه خوبى و بدى را اعتبارى مىدانند ، آنها هم اعتبارى مىدانستند و نظرشان همين بوده است .

شباهت نظريهء علامهء طباطبائى با نظريهء راسل

موضوع ديگرى كه در اينجا هست و به حرف ايشان اهميت بيشترى مىدهد اين است كه كسانى مثل راسل كه يك فلسفهء نوى ( به اصطلاح خودشان ) در دنياى امروز آورده‌اند ، تمام حرفشان به همين يك حرف برمىگردد و بدون شك آقاى طباطبائى از حرف آنها اطلاع نداشته‌اند ، و حتى خود من هم وقتى اصول فلسفه را مىنوشتم توجه نداشتم كه حرفى كه ايشان دربارهء علوم عملى و علوم اخلاقى دارند ، يك فلسفهء بسيار جديدى است و آخرين نظريه‌اى كه امروزه دربارهء اخلاق مىدهند همين حرف آقاى طباطبائى است و شايد تكوّن اين فكر براى ايشان در حدود چهل سال پيش در نجف ،