ديگرى فرع ؛ حالا اصل قوهء ادراكى است كه مىخواهد لذت ببرد و از رنج گرسنگى رهايى پيدا كند ، ولى براى رسيدن به اين هدف يك دستگاهى هم لازم است كه در راه رسيدن به لذت با دستگاه ادراكى همكارى كند و غذا را هضم و جذب كند تا زمينه براى خوردنها و التذاذهاى بعدى فراهم شود ؟ يا قضيه برعكس است ، طبيعت بايد به مقصد خودش برسد ، و شخص را مسخر كردهاند و در خدمت آن قرار دادهاند ؟ در اينكه يك تناسب و هماهنگى شديدى در كار هست [ جاى ترديد نيست ] و لهذا هر حيوانى لذت مىبرد از آنچه كه طبيعت به آن نياز دارد و طبيعت هم به همان نياز دارد كه لذتبخش است . مثلًا زن كه مجهز به دستگاه شير و زاييدن است ، از همين كارها لذت مىبرد ، در صورتى كه حتى تصور زاييدن براى مرد [ ناراحت كننده است ] . اين يك حسابى است در كار . حيوانى كه تخم مىكند از تخم گذاشتن لذت مىبرد و آن كه مىزايد از زاييدن . يك چنين هماهنگى شديدى در كار هست « 1 » . اين اشتباه است كه تصور شود غايت داشتن مخصوص ذىشعور است و وقتى گفته مىشود طبيعت غايت دارد ، اشكال شود مگر طبيعت ذىشعور است ؟ غايت داشتن دستگاه شعورى به تبع غايت داشتن طبيعت است . غايت داشتن طبيعت به اين است كه حركت مىكند به سوى كمال خودش . به قول شيخ شعور داشتن ، غير ذى غايت را ذى غايت نمىكند ، غايت داشتن به ذات خود شئ مربوط است ، منتها يك وقت شعور به غايت دارد و يك وقت شعور به غايت ندارد .
ايشان ( علامه طباطبائى ) مىگويند : عالم اعتبار از همين جا شروع مىشود ، و طورى هم تعبير مىكنند كه انديشههاى اعتبارى در موجودات زنده مطلقا [ انسان و غير انسان ] وجود دارد ، و همين تعميم است كه براى ما قابل قبول نيست . ايشان مىگويند : رابطهاى است ميان طبيعت و غايات خودش كه اين رابطه ، رابطهء وجوب و
هامش
( 1 ) . اشكال : هميشه اينجور نيست كه بين لذت و نياز طبيعت هماهنگى باشد ، چه بسيار لذتهايى كه به زيان طبيعت تمام مىشود و آن را از كمال خودش دور مىكند .
جواب : موارد انحرافى مورد نظر نيست ، بخصوص در انسان كه به حكم عقل كار مىكند . منظور اين است كه به طور اجمال يك هماهنگى در حدى كه نمىشود آن را حمل بر تصادف كرد وجود دارد ، نه موارد استثنائى مثل حال بيمارى كه به دوا احتياج هست ولى لذتى از خوردن آن به دست نمىآيد ، كه آن هم از يك نوع تضاد ميان دو مقتضى پيدا مىشود كه حالا خودش باز تفصيلى دارد . حيوان از دوا خوردن خودش لذت مىبرد چون به حكم غريزه كار مىكند ولى انسان كه به حكم عقل كار مىكند لذت نمىبرد . از تفصيل اين مطلب صرفنظر مىكنيم .