تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
حتميت تاريخ حتميت اقتصادى نيست و همين جور كه يك فرد انسان ، يك موجود مركبى است از اصالتهاى مختلف مادى و غير مادى ، قهراً جامعه انسان از نظر نهادها و تاريخ انسان از نظر نيروى محركه يك بافت مركبى است از بافتهاى مختلف كه هيچكدام فرع ديگرى نيست و هر يك براى خودش اصالت دارد . البته هيچ كس منكر اين مطلب نيست كه اقتصاد در تاريخ بشر تأثير دارد ، و اين حرف غلطى است كه كسى بگويد اقتصاد هيچ‌كاره است . اگر نگوييم كه در زندگانى بشر اقتصاد قوىترين عاملهاست ، لااقل يكى از عوامل مؤثر هست . « من لا معاش له لا معاد له » اشاره به همين حقيقت است . در قديم تعبيراتى را كه در متون قديم در اين زمينه آمده بود ، چون با ذوق مردم جور در نمىآمد مطرح نمىكردند چون بيشتر زهدگرا بودند و به معاد توجه داشتند نه به معاش . مثلًا در كلمات حضرت رسول ( ص ) يا حضرت امير ( ع ) كه اينهمه درباره زهد سخن گفته باز مىبينيد كلماتى از قبيل « يا بنىّ انّى اخاف عليك الفقر فاستعذ باللّه منه ، فانّ الفقر منقصة للدّين ، مدهشة للعقل ، داعية للمقت » « 1 » وجود دارد ، يعنى فقر دين آدم را از آدم مىگيرد ، عقل آدم را از آدم مىگيرد ، آبروى آدم را هم در جامعه مىريزد ، مردم مىگويند : « بىعرضه نانش را هم نمىتواند در بياورد » . در كافى چقدر روايت از پيغمبر ( ص ) دربارهء « خبز » « 2 » نقل كرده است كه مىفرمود : « اللّهمّ بارك لنا فى الخبز ، لولا الخبز ماصلّينا ولا صمنا و لا تصدّقنا و لا . . . » « 3 » .

مادىگرايى تاريخى : نگرش تاريخى اقتصاد

ديديم كه آندره پىيتر در ابتداى بخش دوم كتاب در مورد مادىگرايى تاريخى اين تعبير را به كار برد كه : « مادىگرايى تاريخى در عين حال يك برداشت اقتصادى از تاريخ و يك برداشت تاريخى از اقتصاد است . »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 319 . ( 2 ) . [ به معنى نان ] . ( 3 ) . المحاسن ، ج 2 / ص 586 .