تحولات ، مربوط به تكامل ابزار توليد است .
ما پيشرفت در همهء زمينهها ( علوم ، فرهنگ و حتى آداب ) را مستند به رشد فكرى و اندوخته شدن تجربيات بشر مىدانيم ، مثلًا مىگوييم در قديم انسانها داراى آداب بدوى بودند و تدريجا آداب آنها تكامل پيدا كرد . در مورد دين و مذهب مىگوييم دين لاحق كاملتر از دين سابق است . اين جور فكر مىكنيم كه اين امور بالاستقلال تكامل پيدا مىكند . اينها مىگويند نه ، همهء اينها ساختهء وضع اقتصادى موجود است « 1 » . از نظر ماركسيستها هيچ چيزى در مقابل روابط توليدى از خود اصالت ندارد بلكه محصول جبرى روابط توليدى است و نوع روابط توليدى هم محصول وضع ابزار توليد است « 2 » .
از اينجا نظريهء جبر اقتصادى تاريخ پيش مىآيد .
در باب تاريخ دو نظريه هست :
يكى اينكه بر تاريخ هيچگونه جبر يعنى ضرورت و حتميت حاكم نيست ، يعنى يك سلسله قوانين جبرى لا يتخلف بر تاريخ حكومت نمىكند ، چرا ؟ چون ارادهء انسان دخالت دارد . فرنگيها ، آنها كه به آزادى اراده قائل هستند ، اين آزادى را بر ضد قانون علت و معلول مىدانند ، نظير حرف نائينى و همهء آنهايى كه مىگويند لازمهء فاعل مختار بودن اين است كه علت در كار نباشد ، انسان علت كار خودش نيست ، فاعل كار خودش است ، خدا هم فاعل عالم است نه علت آن ، چون اگر بگوييم علت ، معنايش ضرورت ترتب معلول بر علت است ، و اگر قائل به ضرورت شويم ديگر فاعل مختار
هامش
( 1 ) . اشكال : مجزا و مستقل حساب كردن ما هم معلوم نيست درست باشد و نمىشود عوامل مادى را اصلا به حساب نياورد .
جواب : بلا شك ، عوامل مادى حتما اثر دارند ، ولى اگر عوامل مادى اثر داشته باشند آيا لازمهاش اين است كه امور غير مادى صرفا تابع و متأثر باشند ؟ چه مانعى دارد كه همهء اين امور اصالت داشته باشند و در عين حال در يكديگر اثر كنند ، گاهى اين بر آن غلبه كند و گاهى آن بر اين ؟
( 2 ) . - خود ابزار توليد چگونه تكامل پيدا مىكند ؟
جواب : در اثر كار انسان . البته اينجا يك مطلب هست و آن اينكه حيوان هم كار مىكند چرا او تكامل پيدا نمىكند ؟ ناچار بايد براى انسان يك استعدادى قائل شويم كه در حيوانات نيست . مطلب ديگر اينكه ما مىگوييم انسان فطرتا كمال جوست ، يعنى هر چه را كه داشته باشد باز بالاتر آن را مىخواهد . اينها اين حرف را نمىزنند و همه را ناشى از امر اقتصادى و مادى مىدانند .
- پس زيربناى همه چيز كار انسان شد ؟
جواب : كار هم كه مىگويند ، مقصود كار تجسم يافته است كه همان ابزار توليد است ، لذا مناقشه لفظى است .