تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
نيست بلكه موجب است ، و اين همان بحث معروفى است كه از قديم مطرح بوده است . مخالفينشان جواب مىدهند اگر هم ما قائل به ضرورت ترتب معلول بر علت بشويم ، فاعل ، موجب ( به كسر جيم ) است نه موجب ( به فتح جيم ) و موجب بودن مستلزم موجب بودن نيست . به هر حال فرنگيها عموماً در باب اختيار ، اعتقادشان همين است كه اگر موجودى مختار باشد ، اصل عليت بر وجود او حاكم نيست . اگر كسى چنين اعتقادى داشت ناچار مىگويد هيچ ضرورتى بر تاريخ حكمفرما نيست و لذا تاريخ قابل پيش‌بينى نيست چون پيش‌بينى بر اساس علت و معلول است . وقتى ما بدانيم اين امر علت معلول خاص است ، مىدانيم معلول به دنبال آن خواهد آمد . باز اين معلول به نوبهء خود علت است براى معلول ديگرى ، و همچنين . ولى اگر عليت در كار نباشد ، ناچار تصادف يا به قول بعضى اختيار بايد در كار باشد ، بنابراين آينده قابل پيش‌بينى نيست . [ نظريه ديگر اين است كه يك سلسله قوانين جبرى لا يتخلّف بر تاريخ حكومت مىكند . ] اگر ما قائل به ضرورت - و به قول اينها جبر - تاريخ شويم اين هم باز دو جور است : يك وقت هست كه علت اصلى را اقتصاد مىدانيم ، در اين صورت جبر تاريخ مىشود جبر اقتصادى كه اين همان نظريهء ماركسيستهاست . ماركسيستها از طرفى طرفدار نظريهء ضرورتند ، و از طرف ديگر براى اين حتميت ماهيت اقتصادى قائل هستند ، يعنى اگر ما دستگاه تاريخ و زندگانى بشر را مثل يك ساعت فرض كنيم كه داراى چرخها و خارهاى متعدد است و يك نيرو همهء اينها را به حركت درمىآورد كه آن نيرو همان قوهء ارتجاعى فنر است و اگر انسان مىتواند وضع حركت خارها را به دقت پيش‌بينى كند به علت تنظيمى است كه روى فنر شده است كه تدريجاً باز بشود ، اينها هم موتور محرك تاريخ را اقتصاد مىدانند و اقتصاد از نظر آنها حكم همان فنر را دارد كه همهء حركتها به آن منتهى مىشود « 1 » و حركتهاى ديگر همه و همه به همان محرك
هامش
( 1 ) . - مقصود از اقتصاد چيست ؟ سرمايه است يا ابزار توليد ؟ جواب : اتفاقا اين از آن مسائلى است كه بايد بررسى شود و به اصل كلمات فرنگى آن بايد مراجعه كرد . گاهى مىگويند : « ابزار توليد » كه مقصود معلوم است ، گاهى مىگويند « نيروى توليد » كه نيروى توليد ، هم شامل ابزار مىشود و هم شامل انسانهايى كه مولّد هستند ؛ گاهى هم خود ماركس « وجه توليد » به كار مىبرد . وجه توليد ظاهراً همان چگونگى توليد است ، يعنى شيوهء توليد ، مثلًا صنعت دستى كه شيوهء توليدش شيوهء دستى است ، يا يك وقت