تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
در اينجا نيز تعبير ديگرى شبيه آن تعبير آورده و مىگويد : « مادىگرايى تاريخى كه به منزلهء بررسى تاريخى از ديدگاه اقتصادى است ، همچنين بررسى اقتصادى است از ديدگاه تاريخى . » « 1 » اين مطلب را ما مىتوانيم با يك تعبير ديگر بيان كنيم كه شايد رساتر و كلىتر بوده و بيشتر قابل تحقيق و تأمل باشد . اين تعبير كه گفته شده است « مادىگرايى تاريخى يك بررسى تاريخى اقتصاد است » در واقع به اين مطلب برمىگردد كه تاريخ ماهيت و هويت اقتصادى دارد و اقتصاد ، وجود تاريخى ؛ يعنى اگر بخواهيم با تعبيرات دقيق فلسفى مطلب را بيان كنيم بايد بگوييم كه از نظر ماركسيسم تاريخ ماهيت اقتصادى دارد ( يعنى اگر با « ما هو ؟ » از تاريخ سؤال شود جوابش بايد مشتمل بر جنس و فصل اقتصادى باشد ) و اقتصاد هم وجود تاريخى دارد . و اما براى توضيح مطلب بايد به اين سؤالات پاسخ داد كه : آيا جامعه ماهيت واقعى دارد ؟ ماهيتش چيست ؟ آيا تك ماهيتى است يا چند ماهيتى ؟ آيا حىّ است يا غير حىّ ؟ . . .

آيا جامعه واقعيت و حيات دارد ؟

به طور كلى دربارهء جامعهء بشرى اين بحث از اول مطرح است كه آيا جامعه واقعاً از خود حيات دارد ، يعنى آيا درست مانند هر موجود زنده از يك روح و يك حيات برخوردار است و خاصيتهاى موجود زنده را داراست يا نه ؟ البته اين مطلب را به شكل تعبير خطابى و به شكل تشبيه بسيار تكرار مىكنند ولى مطلب از حد تشبيه بالاتر است ، مىخواهند بگويند كه اين امر به صورت يك واقعيت وجود دارد . به قول اينها ما معمولا « انفرادى » فكر مىكنيم ، يعنى اصالت را براى فرد قائل هستيم و جامعه را يك امر اعتبارى مىدانيم و مىگوييم جامعه همان مجموع افراد است و مجموع - يعنى كل مجموعى - هم وجودى ندارد و وجودش اعتبارى است ، وجود
هامش
( 1 ) . ماركس و ماركسيسم ، ص 34 .