تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
و عقل ، دل هيچ ؛ و همچنين نمىگويد كه همه‌اش دل ، و عقل هيچ ؛ چون قلمروهاى اينها را از يكديگر جدا مىداند . قلمروها و موضوعات فرق مىكند . براى اينكه خودت را بشناسى ، مىگويد تزكيهء نفس كن . هيچ روان‌شناس و روانكاوى نمىتواند به اعماق ضمير انسان آن مقدار [ آشنا شود ] كه تزكيه و تصفيهء نفس ، انسان را به خودش آشنا مىكند . با تزكيه و تصفيهء نفس ، يك سلسله حكمتهاى الهى ، راه را و سلوك را به انسان نشان مىدهد و غبارها را از جلوى چشم انسان بر مىگيرد :
حقيقت ، سرايى است آراسته * هوى و هوس گرد برخاسته نبينى كه هر جا كه برخاست گرد * نبيند نظر گرچه بيناست مرد
قرآن نمىگويد اگر مىخواهى طب ياد بگيرى تزكيهء نفس كن طب در دلت نقش مىبندد . اين ، حرف مفت است . درس طب را بايد خواند ، بايد رفت روى بيماريها مطالعه كرد ، روى داروها مطالعه كرد ، بايد آزمايش كرد . اگر رياضيات مىخواهى ياد بگيرى بايد درسش را بخوانى ؛ طبيعت را مىخواهى بشناسى ، همين طور : « قل انظروا ماذا فى السّموات و الارض « 1 » * انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف اللّيل و النّهار لايات لاولى الالباب ( اولى الالباب ، در اينجا يعنى صاحبان فكرها ) الّذين يذكرون اللّه قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا « 2 » . قلمروى هر كدام از ديگرى جداست . حسابها را با هم مخلوط نكنيد ، نه تو منكر او باش و نه او منكر تو باشد ، قلمروى حس و عقل محدود است ، قلمروى دل هم محدود است ، اين يك حساب دارد و آن حساب ديگرى . همين قرآنى كه اينجا مىگويد : « و اللّه اخرجكم من بطون امّهاتكم لا تعلمون شيئا و جعل لكم السّمع و الابصار و الافئدة لعلّكم تشكرون » « 3 » و اينچنين با خشونت يك فيلسوف دعوت به شناخت از راه حس و عقل مىكند ، در جاى ديگر با لطافت بيان يك عارف - و بيشتر - مىفرمايد : « و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا و انّ اللّه لمع المحسنين » « 4 » آنان كه در راه ما مجاهده كنند ، خود را پاك كنند ،
هامش
( 1 ) . يونس / 101 . ( 2 ) . آل عمران / 190 و 191 . ( 3 ) . نحل / 78 . ( 4 ) . عنكبوت / 69 .