تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
بلكه از راه دل بشناسد ؟ راه دل يعنى راه تزكيهء نفس ، راه تزكيهء قلب . آيا از اين راه مىشود شناخت ؟ عده‌اى از علماى جديد مانند پاسكال « 1 » رياضىدان معروف ، ويليام جيمز « 2 » روان‌شناس و فيلسوف معروف آمريكايى ، الكسيس كارل « 3 » و برگسون « 4 » [ دل را ابزار شناخت مىدانند ] . برگسون بيش از همهء اينها معتقد است كه انسان فقط يك ابزار شناخت دارد و آن دل است ؛ براى حواس و براى عقل نقشى قائل نيست . دكارت مثل افلاطون عقل را ابزار شناخت مىداند ، حس را ابزار شناخت نمىداند ، مىگويد حس به درد عمل مىخورد ، به درد زندگى مىخورد ، مثل اتومبيل است براى انسان ، به درد كار مىخورد ، ولى با حس هيچ چيز را نمىشود شناخت . شناخت فقط و فقط با عقل است . برگسون هرچه را دكارت در باب حواس گفته است در باب عقل هم به كار مىبرد ، مىگويد اشتباه كردى كه مىگويى عقل ابزار شناختن است ، نه ، خدا همين طور كه حس را ابزار زندگى قرار داده نه براى شناختن ، عقل را هم وسيله ديگرى براى زندگى روزمرّه قرار داده است ، عقل هم وسيلهء شناخت نيست ، آنچه كه وسيلهء شناخت است احساس عرفانى است ؛ آنچه كه عرفا آن را « دل » مىنامند .

تمثيل مولوى

مىدانيد كه چنين نظريه‌اى در ميان عرفا بسيار رايج بوده است . جنگ ميان فلاسفه و عرفا ( پاى استدلاليان چوبين بود - پاى چوبين سخت بىتمكين بود ، كه ملّا مىگويد ) همين است . ملاى رومى مثلهاى خيلى شيرين و زيبايى براى اين مطلب آورده است ، از جمله مىگويد : يك وقتى يك مسابقهء بين‌المللى نقاشى در دنيا برقرار بود . چينىها مدعى بودند كه نقاشى و تمدن ما بالاتر است و رومىها معتقد بودند كه نقاشى و تمدن ما بالاتر است . قرار شد در يك سالن بزرگى چينىها در يك طرف و رومىها در طرف ديگر ، هر دو يك صحنه را نقاشى كنند ، بعد داورها نقاشيها را با يكديگر تطبيق دهند و قضاوت كنند . پرده‌اى هم ميان آنها كشيدند كه كار يكديگر را
هامش
( 1 ) .Pascal. ( 2 ) .William James. ( 3 ) .Alexie carrel. ( 4 ) .Bergson.