بعضى از آنها خيلى اهل فكر و علم هستند ) ، مثل بعضى از آنها كه در دنياى هند وجود داشتهاند نمىگويد دنبال علم نرو ، برو دنبال تزكيهء نفس ؛ قرآن مىگويد دنبال علم برو ، دنبال عمل هم برو ؛ دنبال علم برو ، دنبال تقوا هم برو ؛ ايندو را از يكديگر تفكيك نكن . تقواى محض يعنى تعطيل كردن چشم ، تعطيل كردن گوش ، تعطيل كردن فكر ؛ پس براى چه خدا اينها را خلق كرد ؟ ! كافى بود دل را به آن معنا كه تو مىگويى خلق مىكرد ، ديگر چشم و گوش و عقل و حواس و فكر را خلق نمىكرد . تحقير علم نه ، تحقير پاكى و اخلاص و تزكيهء نفس هم نه .
مسئلهء بعدى ما مسئلهء درجات شناخت است . ما شناخت سطحى داريم و شناخت عمقى . شناخت عمقى يك درجهء خيلى سادهاش شناخت سطحى است ؛ درجهء بالاتر از آن - كه آن را به يك تعبير « عمقى » هم مىگويند - شناخت علمى است ؛ درجهء ديگر ، شناخت فلسفى است . آيا شناخت علمى مجزّا از شناخت فلسفى داريم يا نداريم ، خودش مسئلهء ديگرى است . درجات شناخت و مسائل ديگرى را ان شاء اللّه در جلسات آينده عرض خواهم كرد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٠