تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
واقع‌نمايى حواس را منكر است ولى براى معقولات و عقل ارزش قائل است . در دوره‌هاى بعد در ارزش عقل نيز ترديداتى شد . فلسفهء كانت بر محور نقّادى ارزش عقل است . برگسون در اوائل قرن بيستم منكر ارزش عقل نيز گرديد و عقل را از اين جهت مانند حواس دانست و تنها ارزش واقعى را براى كشف و شهود عرفانى قائل شد . از نظر فلاسفهء اسلامى ارزش معلومات و مدركات صد در صد بستگى دارد به آنچه آنان آن را « نظريهء وجود ذهنى » مىخوانند . انكار وجود ذهنى مساوى است با نفى و انكار ارزش علم و ادراك مطلقا « 1 » . بحث در « وجود ذهنى » سه قسمت اساسى دارد : 1 . بيان نظريات مختلف دربارهء وجود ذهنى . 2 . براهينى كه حكما بر اثبات مدعاى خود اقامه كرده‌اند . 3 . اشكالاتى كه بر مدعاى حكما وارد است و ايراد شده است و جوابهايى كه حكما به اين اشكالات داده‌اند . اين هر سه قسمت تدريجاً بسط و توسعه يافته است . يعنى از زمان شيخ به بعد پيدا شده است . در كلمات شيخ اشاره‌اى به اشكال معروف وجود ذهنى هست و جواب مقتضى هم شيخ به آن اشكال داده است كه كم و بيش با جوابهاى متأخّران قابل انطباق است . اشكال عمده دو اشكال است كه در اين بيت منظومه جمع شده است :
فجوهر مع عرض كيف اجتمع * ام كيف تحت الكيف كلّ قد وقع
و از اين دو اشكال ، اشكال دوم مهم‌تر است و آنقدر براى حكما مهم بوده است كه حاجى سبزوارى مىگويد : « هذا الاشكال جعل العقول حيارى و الافهام صرعى » . صدرالمتألهين در جواب اين دو اشكال مسأله‌اى را طرح كرده است كه با منطق مربوط است و آن اينكه : قضاياى حمليه علاوه بر ساير تقسيمات از قبيل تقسيم به شخصيه و مهمله و محصوره و طبيعيه و تقسيم به معدوله و محصّله و يا تقسيم به موجّهه و مطلقه ، نوعى تقسيم ديگر دارد كه اقسام بايد از يكديگر تفكيك شود و اگر نه منشأ اشتباه مىگردد و آن اينكه حمل بر دو قسم است : حمل اولى ذاتى و حمل شايع
هامش
( 1 ) . براى اين بحث رجوع شود به مقالهء چهارم اصول فلسفه و روش رئاليسم تحت عنوان « ارزش معلومات » .