صناعى . وى معتقد شده است كه ريشهء اشتباه در اشكال وجود ذهنى خلط ميان اين دو حمل است به تفصيلى كه در بحث « وجود ذهنى » اسفار و تا اندازهاى در شرح منظومه آمده است .
صدرالمتألهين از همين جا يك نتيجهء ديگر در منطق گرفته است كه مىتوان آن را يك نظر جداگانه تلقّى كرد و آن اينكه : در تناقض علاوه بر هشت وحدت معروف يك وحدت ديگر هم شرط است و آن « وحدت حمل » است .
ظاهر اين است كه كشف اين دو نوع حمل در باب قضايا براى اولين بار در كلمات صدرالمتألهين آمده است « 1 » .
امكان فقرى
مسألهء چهارم ؛ يعنى تحقيق در حقيقت وجوب ذاتى ازلى و حقيقت امكان در ممكنات و كشف نوعى امكان به نام « امكان فقرى » .
اصطلاح « ضرورت ذاتى » يا « وجوب ذاتى » در مقابل « امكان ذاتى » و « امتناع ذاتى » از اصطلاحات مشترك منطق و فلسفه است با اين تفاوت كه نظر منطقى به مطلق قضايا و نسب است ، اعم از آنكه قضيه از نوع قضيهء ثنائيه بوده باشد يعنى موضوع قضيه ، ماهيت و محمول آن ، وجود باشد و يا از نوع قضيهء ثلاثيه باشد كه موضوع ، ماهيت مفروض الوجود است و محمول از عوارض وجود مىباشد ، ولى نظر فيلسوف منحصر است به قضاياى ثنائيه و به اصطلاح به هليّات بسيطه ؛ اگر فيلسوف از وجوب و امكان سخن بگويد نظرش تنها به وجوب وجود و امكان وجود است .
منطقيين اجمالًا به دو نوع وجوب ذاتى پى بردهاند كه يكى را « وجوب ذاتى ازلى » و يا « ضرورت ذاتى ازلى » مىنامند و ديگرى را صرفاً « وجوب ذاتى » و
هامش
( 1 ) . براى تحقيق بيشتر مراجعه شود به تعليقات صدرا بر حكمة الاشراق ، قسمت منطقيات ، فصل مربوط به « تناقض » ؛ ايضاً رجوع شود به « منطق » هاى جديد نظير مدخل منطق صورت دكتر مصاحب ، منطق صورى دكتر خوانسارى و المنطق الصورى دكتر على سامى النشار .