20 . اثبات اينكه « النفس فى وحدتها كل القوى » .
21 . اثبات اينكه « كلّى » به نحو تعالى است نه صرف تجريد و انتزاع .
22 . اثبات معاد جسمانى .
اصالت وجود
اصالت وجود به مفهومى كه در فلسفهء ملا صدرا مطرح است ، به معنى اين است كه هر ممكن الوجودى مركّب از دو حيثيت است : حيثيت وجود ، حيثيت ماهيت ؛ و الزاما يكى از ايندو بايد حقيقى و واقعى و منشأ آثار بوده باشد و ديگرى اعتبارى و انتزاعى ذهن ؛ و از اين دو حيثيت آنچه اصيل است « وجود » است و « ماهيت » اعتبارى است ؛ از اين دو حيثيت ، حيثيت وجود ، اصلى و حيثيت ماهيت اعتبارى است .
چنان كه در اصول فلسفه جلد سوم گفتهايم ، مسائل وجود و يا وجود شناسى ( انتولوژى ) در فلسفهء اسلام تطور و تنوع يافته است . از دوازده مسألهء اصلى وجود فقط دو سه مسأله ، آن هم نه چندان مهم ، در دورهء قبل از اسلام مطرح بوده است ، مثل بداهت وجود ، اشتراك معنوى وجود ؛ و در آنجا گفتهايم اول كسى كه اين مسأله را به شكل دورانى طرح كرد ؛ يعنى به اين شكل طرح كرد كه در هر ممكن الوجود يكى از دو حيثيت بايد اصيل و ديگرى بايد اعتبارى باشد ، مير داماد است ، ولى مير داماد اصالت ماهيت را انتخاب كرد . صدرالمتألهين بر خلاف استادش مير داماد اصالت وجود را انتخاب كرد و از زمان او تا عصر ما هر وارد در فلسفهاى آمده ، اين را انتخاب كرده است . تنها لاهيجى صاحب شوارق است كه از آن عدول كرده است . البته افراد غير وارد و غير صاحب نظر بودهاند كه از اصالت ماهيت دفاع كردهاند ، مثل آنچه مرحوم شيخ محمد صالح مازندرانى معروف به علامهء سمنانى گفته است . به هر حال اول كسى كه اصالت وجود را به شكل حكيمانه مبرهن ساخت صدرالمتألهين است . اين مسأله به شكلهاى ديگر سابقه دارد .
عرفا ( تا آنجا كه ما اطلاع داريم از زمان محيى الدين به بعد ) مسألهء اصيل بودن