تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كه خداوند اولين بار توفيق بيان آن مطلب را به او تفضل فرموده است . اگر بخواهيم ببينيم كه فلسفهء صدرا ابداع و ابتكار است يا اقتباس ، بايد آن مسائل بالخصوص را مورد تحقيق و جستجو قرار دهيم . اينكه صدرا مسائل معدودى را به خود نسبت مىدهد دليل بر اين است كه نمىخواهد مدعى شود كه همهء آنچه در كتابهايش آورده ابتكار خود اوست . اساساً فرق كتب علمى و فلسفى با كتب ادبى در همين است كه علوم كشف حقايق مىكنند ، مانند كاخى است كه وسيلهء عده‌اى به تدريج ساخته مىشود و همه سازندهء يك كاخند ، مبتكر كسى است كه چيزى بر آن كاخ مىافزايد . امكان ندارد كه علم يا فلسفهء واقعى كاخهاى متعددى داشته باشد ، زيرا حقيقت كه دوتا نمىشود . مثلًا تاريخ ، رياضيات ، پزشكى بايد بر اساس قبول نظريات صحيح پيشينيان باشد ، بر خلاف شعر و ادب كه ذوق و تخيل و ابتكار است و يك شعر از كسى در ديوان كسى ديگر ، يك تعبير يك اديب بدون ذكر سند در كتاب اديب ديگر سرقت است ، زيرا هر كسى مىخواهد كاخى زيبا از خود بسازد . حقيقت متعدد نمىشود ولى زيبايى متعدد مىشود . علما در هر رشته‌اى و همچنين فلاسفهء حقيقى در هر رشته‌اى سازندهء يك كاخند ، ولى ادبا و شعرا و هنرمندان هر كدام سازندهء يك كاخ جدا هستند . اين است كه اقتباس در علوم جايز است و در شعر غير جايز . صدرالمتألهين سلوك عقلى فلسفى را با سلوك قلبى عرفانى هماهنگ كرده و اين خود نوعى ابتكار است . كتاب اسفار اربعه بر همين مبناست و آن نام هم به همين منظور انتخاب شده است . صدرالمتألهين به فلسفهء خود نام « حكمت متعاليه » داده است . دربارهء اين نام دو احتمال مىتوان داد : يكى اينكه مرادف « حكمت عليا » باشد ، كه در مقابل رياضيات و طبيعيات است ، بنابراين مفهوم حكمت متعاليه همان فلسفهء اولى به طور مطلق است . احتمال ديگر ، كه قرائن مورد استعمال اين كلمه در كلمات صدرا از آن حكايت دارد ، اين است كه منظور وى از « حكمت متعاليه » مكتب خاص خودش در فلسفهء اولى است .