تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

سازگارى ( ميل تركيبى ) در عين ناسازگارى

اگر تضاد و اختلاف بين عناصر نباشد تأثير و تأثر معنا ندارد . فى المثل اگر فقط اكسيژنها را كنار يكديگر بگذاريم آنچه اين دارد آن دارد و آنچه اين ندارد آن ندارد ، اين چيزى ندارد به آن بدهد و آن چيزى ندارد كه اين بخواهد از آن بگيرد ، در نتيجه صورت جديدى حاصل نمىشود . اين است كه زمينه تركيب و ايجاد شئ جديد را همين اختلافها به وجود مىآورند ( اين همان نقش تأثيرات عرضى در تكامل طولى است ) . ولى در عين حال اين امورى كه با هم تضاد و اختلاف دارند تمام وجودشان در ناسازگارى خلاصه نمىشود ، سازگارى هم دارند كه همان « ميل تركيبى » نام دارد كه محصول نوعى جذب و دفع است ( غير از جاذبه و دافعه نيوتن ) . مثلًا پيدايش مركّبات نتيجه جذبها يعنى سازگاريها و دفعها يعنى ناسازگاريهاست . اگر همديگر را جذب نكنند روى هم اثر نمىگذارند و اگر اختلاف نداشته باشند باز روى هم اثر نمىگذارند . بهترين مثال ، تجاذبهايى است كه در عالم موجودات بالاخص حيوانات و انسان پيدا مىشود . اين دو جنسى بودن انسان است كه منشأ نوعى تركيب و توالد و تناسل و ادامه نوع است . اگر همه انسانها به شكل مرد آفريده شده بودند نه يكديگر را جذب مىكردند و نه اثر روى هم مىگذاشتند و اگر همه زن آفريده مىشدند باز هم با هم تركيب نمىشدند ولى اين نوع اختلاف و تضاد كه ميان دو جسم هست در عين حال منشأ تجاذب و تركيب هم هست . همين اختلاف است كه سبب كشش اينها به سوى يكديگر و در نتيجه متحد شدن و يكى شدن و يك واحد كامل‌تر را به وجود آوردن است و همين است كه سبب مىشود يك انسان در خانواده ، تكامل يافته‌تر از يك انسان مجرد باشد . خود زندگى خانوادگى نوعى تكامل است « 1 » .
هامش
( 1 ) . برخى از فيلسوفان بزرگ جهان براى اينكه بيشتر به نفس و روح خود برسند تجرد را انتخاب كرده‌اند اما آخر عمر ، هم خودشان و هم ديگران متوجه شدند كه يك نوع ناپختگى در وجودشان هست ، چون با آنچه بايد متحد شوند متحد نشده‌اند و حال آنكه ادامه نسل از لوازم وجود آنهاست ( يعنى ضرورت ايجاد زمينه براى تركيب و بروز صورتهاى جديد ) .