تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اين ناسازگارى اساساً به اين معنى است كه امكان هيچ نوع اجتماعى وجود ندارد ، ناسازگارند در اصل اجتماع ، اثبات هر يك مساوى است با نفى ديگرى . اين گونه تضاد و به عبارت بهتر تضاد به اين معنى ، مانند تناقض ، بيشتر به عالم « شناخت » مربوط مىشود نه به عالم عين ؛ يعنى تضاد يا تناقض يك صفت عينى نيست كه براى اشياء در خارج عينيت پيدا كند و اشيائى كه تحقق خارجى دارند ، در ظرف خارج دو صفت عينى خارجى به نام « تضاد » يا « تناقض » داشته باشند ، بلكه آنچه مربوط به خارج است عينيت نيافتن اجتماع ضدين يا نقيضين در خارج است نه عينيت يافتن خود تضاد يا تناقض در خارج . تضاد و تناقض دو مفهوم « ذهنى - عينى » هستند ، نه ذهنى محض‌اند و نه عينى محض ، به اصطلاح از « معقولات ثانيه فلسفى » به شمار مىروند و با اين تعبير بيان مىشوند « ظرف عروض اينها ذهن است و ظرف اتصافشان خارج » . معقولات ثانيه فلسفى و همچنين معقولات ثانيه منطقى نقش بسيار اساسى در شناخت و معرفت اشياء عينى دارند ، در عين اينكه خود يا صرفاً ذهنى هستند ( معقولات ثانيه منطقى ) و يا از جنبه‌اى ذهنى و از جنبه‌اى عينى هستند ( معقولات ثانيه فلسفى ) . به عبارت ديگر قانون امتناع اجتماع ضدين يا نقيضين ، قانون طبيعت از قبيل قانون حركت ، قانون تأثير متقابل ، [ قانون ] علت و معلول ، قانون جهش و يا قانون تضاد ( به معناى دوم كه بعداً شرح خواهيم داد ) نيست بلكه صرفاً قانون شناخت مىباشد ، همچنانكه تصور « عدم » يك تصور عينى نيست ولى براى شناخت ضرورت دارد و بدون آن شناخت ممكن نيست . ولى معنى ديگر تضاد ، ناسازگارى است ، نه ناسازگارى در موجود بودن ، بلكه ناسازگارى بعد از موجود بودن ؛ يعنى هر دو ضد ، اجتماع در وجود پيدا مىكنند و در حالى كه هر دو در آن واحد وجود دارند با يكديگر ناسازگارند ، با هم در حال تنازع و ستيزند ، اين مىخواهد آن را معدوم كند يا لااقل اثر آن را خنثى كند و ديگرى مىخواهد اين را معدوم كند و يا لااقل اثرش را خنثى كند . براى دو شئ در حال جنگ ، جنگيدن فرع بر اين است كه هر دو در آن واحد وجود داشته باشند ؛ يعنى براى دو شيئى كه اگر اين وجود داشته باشد آن وجود ندارد و اگر آن وجود داشته باشد اين وجود ندارد ، امكان ندارد با يكديگر بجنگند و دوئل داشته باشند . پس اين معنى ، معنى ديگر تضاد يا ناسازگارى است كه هرگز با آن نوع ناسازگارى نبايد اشتباه شود و اين اشتباه زياد رخ داده است . اين نوع ناسازگارى مستقيماً مربوط است به عالم عين و