هيچ گونه نفس الامريتى ندارد و به آن اعتبار نقيض وجود است و به اعتبار ديگر مجازا نفس الامريت دارد ولى به اين اعتبار نقيض وجود نيست .
2 . « شدن » عبارت است از تدرّج و سيلان وجود . وجود سيال و متدرج داراى نوعى امتداد و كشش است به امتداد زمان . در حقيقت امتداد زمان جز امتداد وجودات تدريجى كه رابطه مراتب آنها رابطه قوه و فعليت است نمىباشد . خاصيت امر ممتد اين است كه در عين اينكه داراى وحدت اتصالى و واقعى است ذهن مىتواند از جنبه رياضى آن را به اجزاء و مراتبى منقسم نمايد ، و چون امتداد مورد نظر امتداد زمانى است و ريشهاش در قوه و فعل نهفته است خواه ناخواه مراتب و اجزاء مفروضه نسبت به يكديگر تقدم و تأخر دارند و هيچ گونه معيتى ندارند . اين اجزاء و مراتب چون معيت ندارند فاقد يكديگرند ، يعنى هيچ جزئى در مرتبه جزء ديگر نيست و در مورد هر جزئى عدم جزء ديگر ( عدم به اعتبار دوم ) صدق مىكند ، به عبارت ديگر در مرتبه جزء قبلى عدم جزء بعدى صادق است و در مرتبه جزء بعدى عدم جزء قبلى صادق است . از طرف ديگر مىدانيم كه اين اجزاء ، اجزاء ذهنى و فرضى هستند نه اجزاء واقعى و منفصل ، اجزاء بالقوهاند نه بالفعل ، در حقيقت مراتبند نه اجزاء ، و هر شئ ممتد از نظر ذهن بينهايت قابل تجزيه است و قابليت تجزيه به حد معين متوقف نمىشود ، يعنى هر جزئى به نوبه خود تجزيه مىشود به دو جزء ديگر كه هر جزء عدم ديگرى است ، و هر يك از آن اجزاء كوچكتر نيز به نوبه خود به اجزاء كوچكتر تجزيه مىشوند كه هر يك از آن كوچكترها نيز عدم يكديگرند ، آن كوچكتر از كوچكترها نيز به اجزائى از اين كوچكتر تقسيم مىشوند و الى غير النهايه اين تقسيم امكان دارد ، و قهراً الى غير النهايه مراتب و اجزاء اعتبار مىشود و به هر اندازه كه اجزاء و مراتب فرض مىشود عدم اعتبار مىشود ، يعنى هر جزئى عدم جزء ديگر مىگردد ؛ و چون اعتبار تجزيه در جايى متوقف نمىشود ، وجود و عدم آنچنان آميختگى با يكديگر پيدا مىكنند كه مرزى ميان آنها متصور نيست . در وجودات تدريجى مرتبهاى از وجود نتوان يافت كه در يك قطعه بزرگ يا كوچك از زمان باقى بماند ، هر اندازه زمان را كوچك فرض كنيم باز نمىتوانيم مرتبهاى بيابيم كه در آن لحظه باقى بوده است . هر مرتبه و هر قطعه از شئ متدرج الوجود منقسم مىگردد به گذشته و آينده ، و به جزء متقدم و جزء متأخر ، و هر يك از آن گذشته و آينده منقسم مىگردد به دو گذشته و آينده ، و به دو متقدم و متأخر ديگر ، و همين طور الى غير النهايه ؛ چيزى كه نمىتوان يافت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٦٨