تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

بررسى

سؤال قدرى ابهام دارد . درست روشن نيست كه نظر سؤال كننده به چيست ؟ آيا نظرش به همان چيزى است كه در جواب آمده است ؟ يعنى نظرش به مسئله « عروض » و حلول بوده و گمان كرده كه برهان دلالت دارد بر امتناع « حلول » صور معقوله در محل جسمانى ، و چون در عقول فعاله « حلول » و حدوث و زوالى در كار نيست ، زيرا صور معقولهء آنها ازلا و ابدا با آنهاست ، پس برهان شامل عقول فعاله نيست . اگر منظور سؤال كننده همين باشد پاسخش همان است كه در جواب آمده است . ولى محتمل است كه نظر سؤال كننده به مطلب ديگرى باشد و آن اينكه : آنچه برهان دلالت مىكند اين است كه « موضوع » معقولات بايد غير جسمانى باشد ( اعم از آنكه آن موضوعات هميشه موضوع آن معقولات بوده و خواهد بود و پاى عروض و حدوث در كار نيست ، يا هميشه موضوع نبوده‌اند ، به واسطه عروض و حدوث معقولات ، موضوع شده‌اند ) . عقول فعاله به هيچ وجه « موضوع » معقولات خويش نمىباشند بلكه « فاعل » و آفريننده معقولات خويشند . برهان معروف دلالت ندارد كه شئ غير منقسم نمىتواند « فعل » شئ منقسم باشد و شئ منقسم نمىتواند « فاعل » شئ غير منقسم بوده باشد . لازمه اينكه غير منقسم « در » منقسم وجود داشته باشد اين است كه مانند آن منقسم گردد ولى لازمه اينكه غير منقسم « از » منقسم باشد اين نيست . به عبارت ديگر : در عقول منفعله ، رابطه معقول با عاقل رابطه « فيه » است و در عقول فعال ، رابطه معقول با عاقل رابطه « عنه » است و ميان ايندو تفاوت بسيار است . اگر منظور سؤال كننده اين بوده است بايد بگوييم بوعلى جوابى نداده است ، يعنى جوابى كه او داده است متوجه اين سؤال نيست . ظاهر اين است كه نظر سؤال كننده به اين بوده نه به آن چيزى كه جواب بو على متوجه آن است ، اما اينكه چرا بوعلى سؤال را به صورتى ديگر توجيه كرده است روشن نيست . بنابراين احتمال ، پاسخ ديگرى به اين سؤال بايد داد . گرچه الان در نظر ندارم كه در كتب خود بوعلى اين مطلب در جايى طرح شده باشد ، ولى بنابر فلسفه بوعلى