تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
پاسخ سؤال چندان دشوار نيست . در مبدأ و معاد صدر المتألهين اين سؤال به همين صورت طرح شده و بدان پاسخ گفته شده است « 1 » . توضيح پاسخ اين است : اگر نسبت صور معقوله به چيزى نسبت « فعل » به « فاعل » باشد ، به طريق اولى آن چيز نمىتواند جسم باشد ، زيرا به برهان اثبات شده است كه فاعليت اجسام مشروط به « نسبت وضعيهء » خاص است يعنى اثرى كه از جسم صادر مىشود بايد با آن جسم رابطه مكانى و زمانى و وضع و محاذات خاص داشته باشد ، لهذا جسم فقط در جسمى مشابه خود كه با آن ، وضع و محاذات و نسبت مكانى و زمانى پيدا مىكند مىتواند تأثير ببخشد . همه تأثيرات فيزيكى و يا شيميايى اجسام در اجسام ديگر تحت شرايط خاص مكانى و زمانى صورت مىگيرد و مشروط به قرار گرفتن مؤثر و متأثر در وضع و محاذات خاص است . اما اگر فرض شود كه جسم اثرى ببخشد كه آن اثر « مجرد » باشد - مانند صور معقوله كه نه در جايى قرار مىگيرد و نه نسبت وضعى با مؤثر خود پيدا مىكند ( يعنى نمىتوان گفت در چه جهت از جهات آن قرار دارد و چه نسبت از نظر قرب و بعد دارد ) - چنين تأثيرى ناممكن است ، زيرا گذشته از اينكه صورت معقوله از نظر مرتبهء وجودى از جسم كامل‌تر است و محال است كه معلول از علت ايجادى خود كامل‌تر باشد ، صور معقوله به حكم اينكه مجرد از زمان و مكان و وضع و محاذاتند نمىتوانند نسبت وضعيه با فاعل خود كه على الفرض جسم است برقرار كنند . * از 16 سؤالى كه در مجموعهء رسائل ابن سينا ذكر شده است آنچه مربوط به عقل و معقول بود همين هشت سؤال بود . در آن مجموعه سؤال ديگرى در زمينه عقل و معقول طرح شده است كه شانزدهمين سؤال آن مجموعه است ، ولى آن سؤال ، سؤال مستقلى نيست ، تكرار مطالبى است كه در سؤالهاى پيش آمده است . خلاصه سؤال اين است كه چه دليلى هست كه در « عقول منفعله » تعقل به صورت « استحضار » است
هامش
( 1 ) . مبدأ و معاد چاپ سنگى ، ص 207 .