يعنى به صورت حاضر كردن چيزى است كه نبوده است ؟ چه مانعى دارد كه به صورت « حضور » باشد آنچنانكه در « عقول فعاله » هست ؟ و چون برهان ثابت نكرده كه عقول فعاله مجردند پس دليلى بر تجرد عقول منفعله هم نيست .
پاسخ چنين داده شده است كه اطلاق كلمهء « تعقل » در مورد عقول فعاله كه به نحو « حضور » است نوعى اشتراك لفظى است ؛ بعلاوه برهان كه مىگويد صورت معقوله نمىتواند قائم به جسم باشد ، اعم است از اينكه قبلا نبوده و بعد حادث شده است و به تعبير سؤال به نحو « استحضار » باشد و يا هميشه بوده است و هيچ وقت نبوده كه نبوده است .
چنان كه مىبينيم محتواى اين سؤال و جواب چيز تازهاى نيست .
عجيب اين است كه با اينكه عنوان اين مسائل در مجموعه رسائل ابن سينا « اجوبة ستّ عشر مسئلة لابى ريحان » است عملا هفده سؤال آمده است . بعيد نيست كه شانزدهمين سؤال كه از نظر ما تكرار است الحاقى باشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٥٤