صدر المتألهين در اسفار اين نقضها را نقل مىكند و به ترتيبى كه گفتيم جواب مىدهد « 1 » . در متن سؤال تنها وجود و وحدت ماده نقض قرار گرفته است و به « اضافه » اشارهاى نشده است ولى در اسفار اضافه هم ذكر شده است و ما هم به اين سبب در توضيح خود آن را اضافه كرديم . صدرا در كتاب مبدأ و معاد تصريح مىكند كه بعضى شاگردان شيخ اين نقضها را ذكر كردهاند و شيخ در كتاب مباحثات اين نقضها را جواب داده است . جوابى كه از شيخ نقل مىكند تقريباً همين جواب بالاست ، آنگاه از شيخ اشراق در مطارحات نقل مىكند كه جواب شيخ را كافى ندانسته و به آن ايراد گرفته ولى خود صدر المتألهين به شيخ اشراق جواب مىدهد و ايرادهاى او را غير وارد مىداند « 2 » .
اين بنده نسخهء مباحثات را كه در ارسطو عند العرب چاپ شده است براى همين منظور از اول تا آخر بار ديگر مرور كرد و نيافت . نمىدانم مرور من دقيق نبوده و يا نسخهاى كه از مباحثات نزد صدر المتألهين و شيخ اشراق بوده با نسخه چاپ شدهء آن در ارسطو عند العرب متفاوت بوده است ، به هر حال نياز به دقت و مطالعه بيشترى است .
در مباحثات چاپ بدوى علاوه بر آنچه در صفحه 218 ( شماره 415 ) آمده است كه با آنچه در رسائل ابن سينا آمده است عينا يكى است ، در صفحه 205 ( شماره 369 ) نيز اين اشكال با عبارتى ديگر طرح شده و بوعلى به تفصيل پاسخ گفته است ولى آنچه در آنجا آمده است با آنچه صدرا در مبدأ و معاد نقل مىكند متفاوت است ، بعلاوه در متن آن سؤال نامى از وجود و وحدت برده نشده است ، همين قدر گفته شده است : « چگونه است كه بعضى اعراض در عين اينكه بسيطند عارض جسم مىگردند ؟ چه مانعى دارد كه معقولات نيز در عين بساطت عارض جسم گردند ؟ » .
*
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 4 چاپ سنگى ، ص 67 .
( 2 ) مبدأ و معاد چاپ سنگى ، ص 205 .