تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مبدأ و معاد قبل از شفا و اشارات و نجات و دانشنامه علائى تأليف يافته است ، زيرا مبدأ و معاد در گرگان ولى شفا در همدان و نجات و دانشنامه علائى در اصفهان تأليف يافته است « 1 » و چنان كه از سرگذشت بوعلى پيداست او پس از مهاجرت از ماوراء النهر مدتى در گرگان بود ، سپس به همدان و اصفهان رفت و كتاب اشارات هم آخرين تأليف فلسفى اوست ؛ از اين رو فرضاً بوعلى هنگام تأليف مبدأ و معاد نظريه « اتحاد عاقل و معقول » را تأييد مىكرده است ، در اواخر آن را انكار مىكرده است . بنابر دو اصل فوق ، نفس حقيقتى است داراى مراتب و درجات و در هر مرتبه حكمى دارد . نفس در يك مرتبه بالقوه است و در مرتبه ديگر بالفعل ، در يك مرتبه مركّب است و در مرتبه ديگر بسيط ، در يك مرتبه مادى است و در مرتبه ديگر مجرد . نفس در آن مرتبه كه تعقل معقولات مىكند عين معقولات است . چنين نيست كه عاقل مرتبه‌اى داشته باشد و معقول مرتبه ديگر . در آن مرتبه‌اى كه نفس عاقل و معقول است ، بسيط و مجرد است و از هر نوع قوه و آميزش مادى مبرّا و منزّه است . از دو اصل فوق ، اصل حركت جوهريه بدون شك از مختصات فلسفه اسلامى است و قهرمان آن صدر المتألهين است . در همه كتب فلسفه هرگز نام كسى برده نمىشود كه طرفدار حركت جوهريه بوده است . بوعلى آنجا كه در باب حركت بحث مىكند ، همين قدر مىگويد : حركت جز در چهار مقوله ( مقوله أين ، مقوله وضع ، مقوله كم ، مقوله كيف ) متصور نيست ؛ براى امتناع حركت در هر مقولهء ديگر و از آن جمله براى امتناع حركت در جوهر دليل ارائه مىكند اما هرگز مدعى نمىشود كه شخص يا اشخاصى بوده‌اند كه به حركت جوهريه قائل بوده‌اند . صدر المتألهين طبق عادت خودش كه هميشه كوشش مىكند هر جا نظر تازه‌اى دارد از كلمات قدما تأييدى ، و لو با توجيه و تأويل آن كلمات ، بياورد ، سخنان مرموز بعضى حكماى باستان را بر مدعاى خود توجيه مىكند ولى بديهى است كه با اين توجيهات نمىتوان از نظر تاريخ فلسفه آن را اثبات كرد . اين نكته ناگفته نماند كه قدما تنها سه مقوله را نام مىبردند كه حركت در آنها صورت مىگيرد : اين ، كم ، كيف . حركت در مقوله وضع را اولين بار بوعلى اظهار كرد و مورد تأييد حكماى بعد از او قرار گرفت . بوعلى مكرر در كتب خويش به اين نكته
هامش
( 1 ) . تاريخ الحكماء قفطى ، چاپ ليبزيگ ، ص 418 - 422 .