تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است كه پنهان است ، مطلبى است كه عرفا پيش از فلاسفه بدان توجه كرده‌اند . مولوى مىگويد :
موجهاى تيز درياهاى روح * هست صد چندان كه بد طوفان نوح
و هم او مىگويد :
همچو آن وقتى به خواب اندر روى * تو ز پيش خود به پيش خود شوى بشنوى از خويش و پندارى فلان * با تو اندر خواب گفته است آن نهان تو ، يكى « تو » نيستى اى خوش رفيق * بلكه گردونى و درياى عميق آن « تويى » زفت است كان نهصد تو است * قلزم است و غرقه‌گاه صد « تو » است
نكته ديگرى كه بايد اضافه كنم اين است كه ابوريحان در تحقيق ماللهند آنجا كه درباره عقيدهء « تناسخ » بحث مىكند مىگويد به عقيده هنديان نفس اگر چندين بار در اين جهان بيايد و تدريجا تصفيه كامل بشود در نهايت امر با ذات خدا يكى مىشود و به سعادت كامل مىرسد و ديگر بازگشت به بدن نمىكند . ابوريحان نام اين حالت را كه فناى نفس در ذات حق است ، « اتحاد عاقل و معقول » مىگذارد . شايد اين ، اصطلاح مخصوص ابوريحان باشد و مانعى ندارد . اما اين نوع اتحاد ربطى به سه نوع اتحاد عاقل و معقولى كه فلاسفه مىگويند ندارد ، نه دو نوع معروفى كه يونانيان و اسكندرانيان مىگفته‌اند و نه اين نوع خاص كه فلاسفه اسلامى گفته‌اند يعنى اتحاد صور معقوله در مرتبه ذات نفس كه از آن به « كثرت در وحدت » تعبير مىكنند .

چگونه عقل صور خياليه را مطالعه مىكند ؟

سؤال ششم : چگونه عقل ( نفس ناطقه ) صور خياليه را مورد مطالعه قرار مىدهد در صورتى كه صور خياليه نقشهايى هستند جسمانى و قابل اشاره حسيه و محل اين صور يا مستقيماً خود جسم است و يا قوه‌اى در جسم ، اما عقل يك حقيقت مجرد است ؟
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 141 | مرتضى مطهرى