تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

بررسى

اين پرسش و پاسخ مطلب مهمى در بر ندارد . بحث درباره نحوهء تعقل « عقل فعال » است . حكما بنا بر يك سلسله دلائل - كه قبلًا نيز بدان اشاره شد - معتقدند كه در باطن جهان موجودى « واسطه » وجود دارد كه هم شاعر به ذات خود است - يعنى خويشتن را درك مىكند - و هم به علت خويش و هم به معلولات خويش . اين موجود در هيچ ماده و جسمى حلول ندارد و به هيچ پيكرى تعلق ندارد ، ما فوق زمان و مكان است ، از مبدأ خودش فيض مىگيرد و به جهان مىرساند . تمام ادراكها و شعورها و قدرتهاى اين جهان به فيض و مدد اوست و نظر به اينكه خود آگاه و غير مادى است « عقل » ناميده مىشود . كلمه « عقل » هر چند در عرف عام در مورد نيروى تفكر انسان به كار برده مىشود ولى حكما نظر به اينكه نيروى عاقله انسان را كه نيرويى خود آگاه است مجرد مىدانند ، هر نيروى خود آگاه مجرد را « عقل » مىنامند ؛ و نظر به اينكه آن موجود ، واسطهء فيض بين مبدأ كل و جهان است و نيرويى فعال است آن را « عقل فعّال » مىخوانند . بديهى است كه چنين موجودى از هرگونه « انفعال » مبرّاست . زيرا انفعال اثر پذيرى است . اثر پذيرى عبارت است از اينكه موجودى حالتى را كه فاقد است ولى ممكن است واجد باشد ، واجد گردد . حكما با براهينى اثبات مىكنند كه اگر موجودى مجرد و غير مادى باشد و ما فوق مكان و زمان قرار گيرد ، هر چه كه به امكان عام برايش ممكن باشد ، يعنى هر حالتى كه برايش ممتنع نباشد ، از اول برايش حاصل است . اينكه يك موجود از يك عاملى منفعل گردد و اثر و حالتى را كه فاقد است بپذيرد ، از مختصات موجوداتى است كه در بستر زمان و مكان قرار دارند . در ذيل جواب ، دو سطر است كه در اثر غلط بودن نسخه و منحصر به فرد بودن آن ، مفهومش روشن نگشت .