دارند . متأخران اسلامى اين را « كثرت در وحدت » اصطلاح كردهاند .
دوم اينكه نفس در مرتبه هر صورت معقوله با آن صورت متحد است . به عبارت ديگر ، هر صورت معقوله مرتبهاى از مراتب نفس است كه گسترش يافته و خود عاقل خويشتن است . متأخران اسلامى اين را « وحدت در كثرت » اصطلاح كردهاند .
سوم اينكه نفس در حين تعقل با عقل فعال اتحاد پيدا مىكند . اتحاد عاقل و معقول در اين مورد به معنى اتحاد نفس با عقل فعال است .
بوعلى نوع دوم و سوم را به شدت انكار مىكند ، ولى در مورد آن نوع از اتحاد عاقل و معقول كه متأخران آن را « كثرت در وحدت » اصطلاح كردهاند مطالبى گفته است كه مىرساند هر چند نام « اتحاد عاقل و معقول » روى آنها ننهاده است ولى مورد قبولش بوده است .
بوعلى مىگويد : علم نفس به اشياء بر دو قسم است : علم فكرى تفصيلى و آن همان است كه انسان در موقعى كه به يك موضوع مىانديشد ، صورتها به نحو منظمى پشت سر يكديگر پديد مىآيند ؛ ديگر علم اجمالى بسيط كه در آنجا كثرت و تفصيلى نيست ، وحدت است . مىگويد : هنگامى كه نفس در اثر يك سلسله تمرينات و اكتسابات ، در يك علم خاص ماهر مىگردد و قدرت علمى بر حل يك سلسله مسائل ( مثلًا مسائل رياضى يا فلسفى يا فقهى ) پيدا مىكند و آنگاه يك سلسله مسائل مربوط به آن فن بر او عرضه مىگردد ، اجمالًا در خود مىيابد كه همه آنها را مىداند ، سپس به تدريج صور آن مسائل را خلق مىكند . در حقيقت يك قوهء عقليهء بسيط در باطن نفس پيدا شده كه صور تفصيليه را مىآفريند و از باطن به ظاهر افاضه مىكند . بوعلى مىگويد : « العلم البسيط الاجمالى خلّاق للصور التفصيليه » يعنى علم بسيط اجمالى كه در باطن نفس است آفريننده صور تفصيلى است . در اينجا بوعلى به نكته مهمى اشاره مىكند و آن اينكه نفس داراى دو مرتبه است : مرتبه باطن و مرتبه ظاهر ، و به عبارت ديگر شعور باطن و شعور ظاهر .
اين مطلب مورد انكار افرادى نظير شيخ اشراق و امام فخر رازى قرار گرفت ولى صدر المتألهين به شدت از آن دفاع كرد و گفت اين نيز نوعى اتحاد عاقل و معقول است و بوعلى كه به اين حقيقت پى برده است نمىبايست اتحاد عاقل و معقول را انكار مىكرد .
اينكه نفس داراى يك مرتبه پنهان است و اساسىترين قسمت « من » هر كس آن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٠