استقبال وجود واحد است نه دو وجود مباين ، يعنى مراتب متصل شىء واحدند و جز اين امكان پذير نيست .
حال كه وجود [ شىء ] در زمان حاضر و وجودش در زمان آينده دو وجود منفصل نيست ، پس در واقع گذشته و آينده يك وجود واحد متصل ممتد است . بنابراين امكان ندارد كه شىء ، وجود بالقوه در زمان حاضر و وجود بالفعل در زمان آينده داشته باشد و در عين حال وجود بالقوه و وجود بالفعل آن ، دو وجود متباين باشند .
بنا بر كون و فساد چنين چيزى لازم مىآيد . پس وجود بالقوه و بالفعل يعنى تشكيك در وجود ، ولى تشكيكى كه يك طرفش قوه است و يك طرفش فعل و اين عين حركت است . ( اگر نيازى باشد بعد ممكن است من مفصلتر در مورد اين برهان بحث كنم چون خيلى احتياج به بحث دارد . ) .
به هر حال ايشان اگرچه اين برهان را از همان راه قوه و فعل كه مرحوم آخوند وارد شده است اقامه كردهاند ولى مرحوم آخوند از راه خود ماده وارد شده است و ايشان از راه امكان و قوه وارد شدهاند ( امكان و قوه عبارت است از نسبتى كه ميان شىء گذشته و شىء آينده هست ) و اينكه نسبت دو طرف مىخواهد ، پس آينده بايد در حال موجود باشد .
برهان ششم
مرحوم آخوند در اواخر مبحث الهيات ، فصل دوم از موقف عاشر ، برهان ديگرى ذكر كرده ، ولى خوشبختانه آن بيان را خود مرحوم آخوند منقح و به تفصيل ذكر كرده است و ما نديدهايم كه حتى خود ايشان در كتابهاى ديگر خود و يا كس ديگرى به آن برهان استدلال كرده باشد و حال آنكه برهان بسيار محكمى است . در اين برهان ايشان از راه زمان وارد شده است « 1 » .
معناى زمانى بودن چيست ؟ ايشان در اينجا دو مقدمه ذكر مىكند .
يك مقدمه اين است كه اگر شيئى ، چه در مرحلهء عقل و چه در مرحلهء خارج ، متصف به صفتى شود بايد در مرتبهء ذات خود ، متصف به عدم آن صفت نباشد ، كه .
هامش
( 1 ) . اين برهان را هم به اجمال عرض مىكنم . البته اگر بخواهيم هر كدام از اين براهين را به تفصيل وارد شويم چندين جلسه بايد بحث كنيم .