تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
آب تدريجاً به سوى بخار بودن مىرود نه اينكه در اين بين يك خلأ پيدا مىشود ، آناًمّا آب معدوم مىشود و بخار به جاى آن مىآيد . وقتى صورت آبى تدريجاً به صورت بخارى متبدل مىشود يك حالت متوسط پيدا مىشود يعنى يك حالت نه آب و نه بخار در اين بين وجود دارد . ايشان مىگويد در اين موارد ، اين ذهن ابتدايى است كه خيال مىكند كه آب تا آخر آب بود و بعد يك دفعه معدوم شد و يك دفعه بخار به وجود آمد ؛ نه ، آب ابتدا به درجات متوسطى تبديل مىشود و بعد تدريجاً آن درجات متوسط تبديل به بخار مىشوند . پس در واقع صور آب و بخار دو صورت واحد متصل به يكديگر هستند يعنى يك شىء است كه تدريجاً متبدل به آن شىء شده است نه اينكه يكى معدوم شده و ديگرى به جاى آن آمده است .

روابط ميان انواع

بعد ايشان يك حرف عجيبى مىزند كه شايد قائلين به نظريهء « تبدل انواع » بتوانند به آن استدلال كنند . نه ايشان و نه ديگران تبدل انواع را به صورتى كه امروز مطرح است كه نوعى به نوع ديگر متبدل مىشود ، طرح نكرده‌اند ولى مطلبى در مورد روابط انواع به صورت ديگرى طرح شده است . در ميان قدما دو نفر كه معاصر يكديگر هستند اين مسئله را مطرح كرده‌اند « 1 » . يكى ابن مُسكَوِيه رازى است در كتاب طهارة الاعراق كه مفصل هم بحث كرده است . در آخر بحث « جواهر و اعراض » اسفار فصلى آمده است كه اين فصل با تغييرٌ مّا - كه آن تغييرٌ مّا مربوط به مبانى مرحوم آخوند است - عين مطلبى است كه ابن مسكويه آورده است . [ ابن مسكويه ] بدون اينكه بحثى از تبدل انواع به ميان آورده باشد در مورد روابط انواع همين قدر مىگويد كه اگر ما انواع را كنار يكديگر بگذاريم ميان آنها خلئى وجود ندارد . جماد همين‌طور مراتب را طى كرده تا به مرحلهء نزديك به نبات رسيده است . نباتها همه در يك مرتبه نيستند ، نبات نزديك به افق جماد داريم ، نبات يك درجه بالاتر به طرف حيوان ، تا مىرسد به نباتى كه نزديك به افق حيوان است . حيوانها هم همين طورند ، از حيوان نزديك به افق نبات داريم تا حيوانى كه .
هامش
( 1 ) . [ استاد فراموش كرده‌اند كه نام نفر دوم را ذكر كنند . ]