تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
مرزهاى قابل انتزاع در نظر گرفته شود جنس از آن انتزاع مىشود و وقتى به نحو به شرط لا اعتبار شود ماده از آن انتزاع مىشود . در مورد فصل هم همين‌طور است . ممكن است كسى بپرسد كه شما مىگوييد ماده به نحو شخصى اعتبار نشده است بلكه به نحو كلى و مبهم اعتبار شده است ؛ حال اگر جسميت شىء تغيير كرد ولى فصول آن مثل نامى تغيير نكرد مانند حركتهاى مقدارى ( حركت در كم ) آيا جسم زايل مىشود يا زايل نمىشود ؟ اشكال حركت در كم اين بود كه فرق كميت با جسم طبيعى يك فرق تحليلى است و اگر كميت شىء تغيير كند جسم مطلق تغيير كرده است . اگر شخص كم شخص كم نباشد ، شخص جسم شخص جسم نيست . پس آيا در حركتهاى كمّى مثل نمو و ذبول يا مثل تخلخل و تكاثف ، جسم زايل مىشود ؟ . مرحوم آخوند در پاسخ مىگويد جسم به اعتبار اينكه ماده است نوعى است در مقابل صورت . به اين اعتبار با تغيير كمّى ، اين جسم از بين مىرود و جسم ديگرى پديد مىآيد زيرا اين ماده از بين رفت و مادهء ديگر پديد آمد . ولى جسم به اعتبار لابشرطيت آن با رفتن ماده از بين نمىرود و به بقاى صورت باقى است . صورت كه باقى باشد ، جسم به اعتبار جنسيت خودش باقى است .

راه دوم براى توجيه بقاى موضوع

مرحوم آخوند بعد بدون آنكه متذكر شود كه از مطلبى به مطلبى ديگر رفته است ، وارد مطلب ديگرى شده است « 1 » . ايشان تا اينجا مىخواست بقاى هيولى را به اين صورت توجيه كند كه هيولى مع صورة مّا موجود است نه به اعتبار صورت خاص شخصى ، پس موضوع باقى است . يك مرتبه سخن ، رنگ و شكل ديگرى به خود مىگيرد و مىگويد تمام حقيقت يك شىء فصل اخير آن است ؛ يعنى اگر فصل باشد ، تمام حقيقت شىء هست و اگر نباشد هيچ چيزى از آن شىء ، موجود نيست نه اينكه .
هامش
( 1 ) . همچنان كه قبلًا هم عرض كردم مسئلهء بقاى موضوع در حركت جوهرى ، خودش يك مسئلهء مشكلى است و بعدها هم اتباع شيخ كه منكر حركت جوهرى بودند ، به همين مطلب چسبيدند . گذشته از معضل بودن اين مسئله كه خيلى هم معضل نيست ، كلمات مرحوم آخوند در اينجا تا حد زيادى معضل ايجاد كرده است . ايشان مطلب را به صورت روشنى بيان نكرده‌اند و از مطلبى به مطلبى ديگر رفته‌اند ، گاهى بدون اينكه در بيان ايشان مشخص باشد . البته محشين و شارحان مثل مرحوم حاجى و آقا على مدرس در كتاب بدايع الحكم مطلب را كاملًا توضيح داده‌اند . از بيان مرحوم آخوند مطالب مختلف و متنوعى استفاده مىشود و حاشيهء حاجى در اينجا قابل توجه است .