تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
يعنى فرق ميان نوع و فصل صرفاً فرق اعتبارى مىشود نه فرق حقيقى . اگر بنا بشود فصل را متضمن جنس بدانيم ديگر با نوع فرقى نمىكند . آنوقتى مىتوانيم فصل را فصل بدانيم كه فصل را عرضى جنس ، و جنس را عرضى فصل بدانيم يعنى دو ذات خارج از يكديگر ، كه قدما اين‌طور مىگفتند و فلسفه‌شان هم همين را اقتضا مىكرد . اما بحثهاى اصالت وجودى مرحوم آخوند كار را به اينجا كشانده است كه « تمام حقيقة الشىء فصله الاخير » و تمام حقايق اجناس و فصول گذشته در فصل اخير جمع است و فصل اخير متضمن همهء آن معانى گذشته است ولى به نحو اجمال . پس اين فصل با فصولى كه قدما مىگفتند زمين تا آسمان تفاوت دارد و چيز ديگرى است . شايد علت اينكه مرحوم آخوند بعد حرفى زده است كه به نحو ديگرى عدول از كليات خمس است اين باشد كه ايشان بعد كه ديده است تمام احكامى كه براى فصل مىگويد براى يك ماهيت خيلى زياد است ( چطور يك ماهيت مىتواند در مرتبهء ذات خودش در عين بساطت متضمن همهء اجناس و فصول ديگر باشد ) لذا آمده است آن حرف معروف را گفته است كه فصول در آخر به « انحاء وجودات » برمىگردد . پس ، از نظر ايشان اصلًا فصول حقيقى ، وجودات و انحاى وجودات هستند . اگر بخواهيم به اين حرف قائل شويم ، به نحو ديگر كليات خمس بهم مىريزد ، زيرا در واقع فصل را منكر شده‌ايم . اينكه بگوييم آن چيزى كه تا به حال به عنوان فصل مىگفتند و احكام و خواصى داشت از باب ماهيات نيست ، باعث مىشود كليات خمس از بين برود . داستان اين مطلب در باب ماهيات داستان مفصلى است . به هر حال اينكه مرحوم آخوند در اينجا مىگويد تمام حقيقت شىء فصل اخير است و مادام كه فصل اخير شىء محفوظ است - و در واقع به يك اعتبار مادام كه صورت محفوظ است - تمام معانى آن شىء در آن محفوظ است ، به نوعى انكار كليات خمس است .

تشكيك تبعى ماهيت

ما آنجا اين حرف را [ هم ] زديم كه آقاى طباطبايى قبول نمىكردند . گفتيم لازمهء اين حرف اين است كه ما در مسئلهء « تشكيك در ماهيت » تجديد نظر كنيم و بدون اينكه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 474 | مرتضى مطهرى